نوشته‌ها

ت

ص

س

توصیفی از کتاب ارزشمند مصیر عصر توحید اثر حجت الاسلام و المسلمین علی مهدیان (1) – مختصات عصر انقلاب

در ایام تابستان 1401 توفیق شد کتاب ارزشمند «مصیر عصر توحید» اثر فاضل ارجمند جناب حجت الاسلام و المسلمین «علی مهدیان» زید عزه را مطالعه کنم، به لحاظ عاطفی واقعاً هم در هنگام خواندن و هم پس از اتمام کتاب، خیلی حس خوبی داشتم و واقعاً در دلم به ایشان احسنت و تبریک می‌گفتم، چیزی که نمایان بود اثر توانسته بود، در سه بعد عرفانی، اخلاقی و فقهی دارایی‌های مکتب امام خمینی (ره) را به نمایش بگذارد و تلاش کرد که در هر سه بعد ایشان را صاحب مکتب معرفی کند.

کتاب مسئله خودش را اینچنین معرفی می‌کند که اگر ورودی‌ها بروز حقیقت را سه لایه قلب و عقل و عمل بدانیم، و عقل را نیز در دو لایه اندیشه‌های بنیادین و اندیشه‌های کاربردی بدانیم، پژوهش دنبال این است که انسجام و هماهنگی منطقی چهار لایه (قلب – اندیشه‌های بنیادین – اندیشه‌های کاربردی – و عمل) را در نظام اندیشه حضرت امام (ره) ارائه نماید. عنصری محوری در انسجام مکتب امام «توحید» است، لذا پژوهشگر دنبال این است که به تقریر توحید از منظر مکتب امام و بسط آن در لایه‌های مختلف اندیشه‌ای و اجتماعی بپردازد.

کتاب از چهار بخش کلی تشکیل شده، در بخش اول با عنوان «مختصات عصر انقلاب» ابتدا با یک نگاه فلسفه تاریخی، به تحلیلی از حرکت تاریخی جوامع و امت‌ها می‌رسد که در آن حرکت تاریخ یک نمودار سینوسی رو به بالا تصویر می‌شود، و امت‌ها به لحاظ استعداد دریافت شرایع در حال تکامل هستند. نقطه عطف نمودار رشد امت‌ها با ظهور پیامبر خاتم (ص) که در آن قابلیت کسب شریعت ختمی برای نوع انسان شکل می‌گیرد و راز ختم نبوت را نیز همین رشد استعدادهای روحی و باطنی انسان می‌دانند. عنصر کلیدی دیگر در تحلیل فلسفه تاریخی که مؤلف محترم ارائه می‌دهند، تحلیل فلسفه تاریخی با محوریت انسان کامل است، انسان کامل را روح زمانه می‌داند، که هر اعطای فیضی به امت از دالان وجود اوست، و انسان کامل را سقف پرواز امت آن دوره می‌داند. نکته سوم در این بخش جایگاه پیامبر خاتم و دوران او در بستری کلی تاریخی است، نویسنده  انبیاء را شئون نبی اکرم (ص) می‌دانند و لذا در هر کدام اسمی از اسماء الهی برجسته است، و پیامبر اکرم (ص) را مظهر اسم الله که اسم جامع است می‌دانند، و بالطبع دوران ایشان نیز دوران ظهور اسم جامع الله است که در سفرهای عرفانی به آن «سفر چهارم» می‌گویند.

بحث دومی که ذیل مختصات عصر انقلاب می‌پردازند، یک نگاه تاریخی به پدیده سلوک است، از آن جای که شروع تاریخ بشریت با وجود انسان کامل است، شروع جریان تاریخ معنویت و سلوک نیز با انسان کامل است. لذا سلوک اساساً یعنی حرکت در مسیر انسان کامل، و این هم به شکل فردی و هم به شکل اجتماعی ممکن است، و همانطور که انبیاء و اولیاء جلوداران سلوک فرد و جامعه هستند، در دوران محرومیت امت خاتم از حضور انسان کامل، علمای ربانی جلوداران امت هستند. از آنجا که یقظه‌ای که امت رسول ختمی (ص) در ابتدای رسالت پیدا کرده بود، بعد از ایشان جامعه دینی به حرکت معنوی خود ادامه نداد، ین جریان سلوکی با محوریت علمای ربانی به مسیر خود ادامه داد تا اینکه دوباره یک بیداری عمومی اجتماعی بر اساس رشد معنوی علمای دین شکل گرفت و آن تحقق انقلاب اسلامی در ایران بود. لذا به لحاظ سلوکی انقلاب اسلامی را باید ما حصل رشد و بلوغ حرکت علمای دینی و ورود آن ها به زمانه سفر چهارمشان به حساب آورد و در این میان باید نقش ویژه‌ای برای امام خمینی قائل شد. نتیجه این سفر چهارم را باید 1. تحقق شریعت اسلامی در گستره جامعه؛ 2. برداشتن قدم اول سلوک توسط یک نسل اجتماعی و یک قیام لله در گسترده جامعه؛ و 3. تولیدات علمی به دست آمده از لابه لای بیانات امام و نخبگان علمی و عملی دانست. و از آنجا که کلیدی ترین ابزاری که جریان اجتماعی برای فراگیر شدن در اختیار دارد دانش است، و یک پدیده اجتماعی را قابل انتقال و دست به دست شدن بین انسان‌ها می‌کند، دانش نیز می‌تواند در بستر تاریخی اسفار چهارگانه‌ای داشته باشد، که با توجه به اینکه دوران امام خمینی (ره) دوران سفر چهارمی است، دانش هم باید متناسب با این سفر طی طریق کند. ویژگی مهم سفر چهارم که سفر حرکت و تحقق است، نزدیکی زیاد عرفان و فقه است.

مصیر عصر توحید – ص 1 الی 70

 

عقیل رضانسب

#یادداشت_323

س

غفلت از پرداختن به مبانی انقلاب

مقام معظم رهبری در دیدار با مجمع نمایندگان طلاب و فضلاى حوزه ‏علمیه‏ قم می فرمایند :«ما ملت ایران، انقلاب بسیار بزرگى كردیم. عظمت این انقلاب، خیلى زیاد است و من محكم به شما عرض مى‏كنم كه اغلب ما خیلى از چیزها را مى‏دانیم؛ ولى هنوز نمى‏دانیم چه كار عظیمى انجام گرفته است. این انقلاب، حادثه‏ى فوق‏العاده و عجیبى است. همه‏ى دنیاى استكبار و طغیان و جاهلیت یك طرف و این انقلاب طرف دیگر. واقعه‏ى خیلى مهمى اتفاق افتاده است و در خودش این كفایت را مى‏بیند كه به مصاف تمام طغیان و كفر جهانى برود. ما در این انقلاب قرار گرفته‏ایم و نمى‏فهمیم چه قدر بزرگ و مهم است. این انقلاب، با این عظمت و ابعاد و آثار عملى، از لحاظ ارایه‏ى مبانى فكرى خودش، یكى از ضعیف‏ترین‏ و كم‏كارترین انقلابها و بلكه تحولات دنیاست. مثلاً وقتى بازار مشترك به وجود مى‏آید، ده‌ها كتاب و جزوه و تحقیق و فیلم، در باب مبانى فكرىِ این كار، در سطوح مختلف منتشر مى‏شود و براى اقتصاددان‏ها و سیاستمدارها و عامه‏ى مردم و جهانِ مصرف‏كننده و تولیدكننده ارسال مى‏شود. مگر بازار مشترك چیست؟ آیا غیر از این است كه چند كشور دور هم نشسته‏اند و مثل چند تاجر با هم تجارت مى‏كنند و مبادلات بازرگانى دارند؟ بازار مشترك، مثال كوچكى در دنیاست؛ ولى اگر شما انقلاب‏هاى بزرگ دنیا را هم در نظر بگیرید، بازهم مشخص مى‏شود كه ما كم كار كرده‏ایم.»
ایشان در این بیانات ضمن تذکر عظمت انقلاب، از اینکه به اندازه لازم در زمینه ارائه مبانی فکری انقلاب کار مکفی نشده، گلایه می کنند. اینکه چرا در این زمینه کار زیادی انجام نگرفته، دلایل متعددی دارد. اما آن دلیلی که در این نوشتار قصد بررسی آن را دارم، مانعی به نام «موفقیت های کوچک و مقطعی» است.
جبهه انقلاب به جای اینکه به تعمیق و رسوخ انقلاب در لایه های ذهن مردم بیاندیشید، به راضی نگه داشتن مردم از انقلاب فکر می کند. تا وقتی مردم از شرایط موجود راضی باشند و به عبارت دیگر «غُر» نزنند، عموم انقلابیون از شرایط موجود احساس رضایت می کنند. اما اینکه مردم چه میزان از انقلاب شناخت دارند، چقدر مبانی انقلاب را می شناسند و ..‌‌. اصلا مد نظر آنها نیست. حتی اگر جبهه انقلاب به بیان مبانی انقلاب برای مردم روی می آورد، اصلی ترین انگیزه اش، جبران کاستی های موجود در مدیریت انقلاب و ناتوانی از کسب رضایت مردم در این عرصه است.
شاید مهمترین دلیل این موضوع این باشد که فعالین در صحنه هنوز اهمیت پرداختن به مبانی انقلاب را درک نکرده اند. دلیل این موضوع هم، فاصله بین مبانی با نیازهای صحنه است. خلأ و فاصله ای که کلام انقلابی باید پر کند.

قید انقلابی در کلام

حیات انقلابی متفاوت از حیات مومنانه‌ی معمول است. اگر کلام قرار است پشتیبان حیات دینی باشد، هنگامی که این حیات دینی بر آمده از انقلاب اسلامی است، می‌توان قید انقلابی را به آن افزود. وقتی کلام در مقام برطرف کردن عطش بر آمده از حیات دینی انقلاب اسلامی باشد، متصف به قید انقلابی می‌شود.

حیات انقلابی یعنی حیاتی که مومنین در آن قیام کرده‌اند؛ قیام برای ساختن تمدن اسلامی و حیات آن‌ها در ساحت تمدنی است، این حیات نیاز به پشتیبانی اندیشه‌ای دارد؛ نیاز است اندیشه‌ها در مورد هستی، خدا، پیامبر، دین، تاریخ، انسان، جامعه، مبداء، معاد، و … ویرایش بخورد که یک قیام و یک حرکت را پیشتیبانی کند؛ یک حرکت جهادی و انقلابی. این پشتیبانی هم در پیدایش این حرکت و قیام نیاز است و هم در ثبات و پویایی. این پشتیبانی اندیشه‌ای وظیفه کلام انقلابی است.

اهمیت حوزه

• «اگر بتوانید کاری کنید که در آینده مثلاً فرض کنید که در حوزۀ علمیه، پانصد مدرس موفق انقلابی داشته باشیم، ببینید چقدر کار مهمی است، چقدر کار خوبی است؛ «انقلابی» به همین معنای واقعی کلمه یعنی 1معتقد به مبانی انقلاب و 2معتقد به ارکان فکری انقلاب و 3مصر بر اجرایی کردن مفاهیم انقلابی و رسیدن به ارزش‌ها و آرمان‌های انقلابی، با این خصوصیات انقلابی بودن؛ آن وقت حوزۀ قم می‌تواند مثل یک وزنۀ مؤثری در کل نظام تأثیر بگذارد، یعنی می‌تواند مسیر حرکت کشور را هدایت کند.»

🔰حوزه علمیه چیست که با ۵۰۰ استاد پای کار و فهمیده می تواند یک ایران را تکان دهد، یک ایران را راهبری کند، ۸۰ میلیون انقلابی را پیش برد و به جهان ویرایش زند؟

دارایی ها و اقتدارات حوزه چیست؟

کدام دارایی حوزه چنین قدرت اعجاب آوری به او میدهد؟

🔸حوزه یکبار این کار را کرده است. از سال ۴۲ تا ۵۷ ده پانزده تا استاد انقلابی حوزه پای کار آمده اند و کار اصلی خود را تقریر اندیشه و مبانی اسلامی قرار داده اند و بعد از ۱۵ سال کار طاقت فرسا توانسته اند بزرگترین انقلاب جهان را رقم بزنند و نه تنها مسیر ایران بلکه بشریت را تغییر دهند.
پس الان هم میشود. اگر تعدادی از حوزه پای کار بیایند میشود جامعه را تکان داد.

🔸ولی راه پای کار آوردن حوزه چیست؟ همین که تعدادی از اساتید فهمیده حوزه آماده باشند کافی ست؟ بعد از آن می توانیم سراغ جامعه برویم؟ یا ابتدا باید روی خود حوزه کار کرد؟ ابتدا باید خودمان را در حوزه تکثیر کنیم؟ ابتدا باید حوزه را تکان دهیم؟
برای تکان دادن حوزه باید روی خود حوزه تمرکز کرد؟ یا با پرچم دارای عده ای از حوزویان و تخاطب با جامعه, حوزه تکان میخورد؟ (این یعنی بخش اعظم حوزه متاثر از جامعه است.)

قیام جوهره امر به معروف و نهی از منکر

بسم الله الرحمن الرحیم

امام علی علیه السلام :

«أَنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ دُعَاءٌ إِلَى الْإِسْلَام»
امر به معروف و نهى از منکر دعوت به اسلام است.
(تحف العقول ص۴۱۳)

🔰 قیام جوهره امر به معروف و نهی از منکر

اگر بخواهیم به دنبال عنوانی برای حرکت انبیاء و ائمه معصومین علیهم السلام باشیم ، بهترین عنوان امر به معروف و نهی از منکر است.
تنها کار انبیاء دعوت به توحید بوده
و چه معروفی از توحید بالاتر
برای دعوت به توحید ابتدا باید غیر از توحید را پاک کرد تخلیه گام اول است یعنی مبارزه با هرچیزی غیر از توحید یعنی مبارزه با مخالفین این جریان و دریک کلام یعنی نهی حاکمیت وحکمیت طاغوت
ائمه معصومین نیز که رسالت‌شان چیزی جز رسالت انبیاء نبود ادامه دهنده این حرکت توحیدی بودند سید الشهداء در وصیت‌نامه ای که قبل از عزیمت به مکه به محمد بن حنفیه فرستادند
علت قیام خود را اینگونه بیان می کنند:

وَإنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاْءصْلاَحِ فِي أُمَّه جَدِّي مُحَمَّدٍ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَءَالِهِ؛ أُرِيدُ أَنْ ءَامُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهَي عَنِ الْمُنْكر

هدایت امت پیامبر بعد از چند سال گمراهی و انحراف هدف این قیام ماندگار است یعنی جبهه حق که زمانی با تلاش پیامبر و مسلمین برای مبارزه با کفر و نفاق ایجاد شد ه بود بعد از شهادت پیامبر این شجره طبیه رو به تباهی رفت و امام حسین می فرمایند هدفم از قیام اصلاح این فئه است که پیامبر برای قیام لله درست کرده بود است اما با چه راهی و به چه طریقی
امر به معروف و نهی از منکر

در امتداد این حرکت الهی انقلاب اسلامی ایران است که با احیای این فریضه مردم را برای قیام علیه حکومت پهلوی و تشکیل نظام اسلامی دعوت کرد
واکنون بعد از 43 سال از عمر این انقلاب ما شاهد دستاورد های این حرکت الهی هستیم که مصداق بارز شجره طیبه است
و همه دیدند که قیام مردم ایران قیامی الهی بود و چگونه معادلات جهانی را تغییر داد چگونه دوگانه شرق و غرب را به دوگانه توحید و طاغوت تغییر داد .

آزاد مردان تاریخ گواه هستند که پرچم توحید و حاکمیت الله با محوریت ایران شکل گرفته و یک جبهه مقاومتی حول خود ایجاد کرد و در مقابل هم کفر و نفاق با تمام عده و عده خود در برابر این جبهه صف آرایی کرده اند و پرچم دار این دارالکفر اکنون آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی است.

#یادداشت 145