نوشتهها
ت
/0 دیدگاه /در یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییص
/0 دیدگاه /در علم دینی /توسط حمیدرضا شب بوییس
/0 دیدگاه /در علم دینی /توسط حمیدرضا شب بوییکشفی بزرگ به نام اندیشه
/0 دیدگاه /در فلسفه کلام انقلابی /توسط محمدمهدی اعلاییدر شرایط فعلی نظام تعلیم و تربیت حوزه علمیه، بسیار پیش می آید که تفکرات فارغ التحصیلان حوزوی اصلا مورد تایید مسئولین این نهاد نیستند. به عنوان مثال علی رغم آنکه مسئولین حوزه درصدد هستند طلاب انقلابی تربیت کنند، اما بخش نه چندان کمی از فارغ التحصیلان حوزه مخالف، زاویه دار و یا لااقل بی تفاوت نسبت به انقلاب اسلامی ، آرمان ها و اهداف آن هستند.
کسانی که می خواهند این موضوع را ریشه یابی کنند، عمدتاً علت را در دوران تحصیل و دانش هایی که این اشخاص فراگرفته اند ، جستجو می کنند. مثلا معتقدند این شخص خوب درس نخوانده. مثلا می گویند چون تحصیلات فقهی و اصولی خوبی نداشته، به ملکه اجتهاد دست پیدا نکرده و لذا در فهم دین عمق لازم را ندارد. برخی معتقدند چون این شخص فلسفه و عرفان نخوانده، جامعیت علمی نداشته و لذا دچار آسیب هایی از این قبیل شده است .
نگاه عمیق تر آنست که بگوییم آنچه طلاب در کنار تحصیلات سنتی نیاز داشتند، در نظام تعلیم و تربیت حوزه دیده نشده و برای آن تدبیری اندیشیده نشده است. اما این نگاه هم، صرفا اضافه کردن و تقویت برخی دروس جنبی مثل تفسیر، عقاید و … و همچنین برخی دوره های تهذیبی، تربیتی و … را توصیه می کند.
بررسی دقیق نقاط قوت و ضعف دیدگاه های فوق و اشکالات این دو دیدگاه مجال دیگری می طلبد. اما وقتی پشتیبانی از اندیشه دینی طلاب را مد نظر قرار می دهیم و به این نکته می اندیشیم که طلاب در کنار دانش به طعام معرفتی و تغذیه اندیشه ای نیاز دارند، متوجه کشفی بزرگ می شویم؛ کشفی که باب جدیدی را پیش روی ما می گشاید.
اگر سطحی به مقوله اندیشه نپردازیم، با توجه به همین نکته، می توانیم اصلاح بزرگی در تربیت طلاب رقم بزنیم.
س
/0 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییس
/0 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییs
/0 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییس
/0 دیدگاه /در یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییتح
/0 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییر
/0 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییی
/0 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بویین
/2 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بویینف
/0 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر /توسط حمیدرضا شب بوییلزوم تنها دو مولفه در تعریف کلام انقلابی
/0 دیدگاه /در فلسفه کلام انقلابی /توسط حامد خواجهدر تعریف کلام انقلابی مولفههای زیر لازم است:
اولین مولفه در خصوص حشر و نشر این دانش است. مراوده این دانش با اندیشه است. به عبارت دیگر کلام انقلابی مسئولیت پخت و پز اندیشه را برعهده دارد، آن هم اندیشه دینی جامعه. کارهایی از جنس تولید اندیشه، ویرایش و اصلاح، پویایی و روح دمیدن در اندیشه دینی جامعه. و همچنین لازمه کار با اندیشه دینی جامعه، اتصال داشتن با ذهن جامعه است.
تا به اینجا به قسمت کلام پرداخته شده است اما بخش دوم که عبارت است از انقلابی، در واقع مقید کنند جامعه هدف است؛ در واقع این اندیشهای که متکلم به آن میپردازد، قرار است پشتیبان کدام حیات باشد؟ در این بخش مشخص میشود که این اندیشه قرار است پشتیبان حیات انقلابی باشد. البته حیات انقلابی گسترهای به گستردگی عبودیت دارد.
به نظر میرسد همین دو مولفه برای تعریف کلام انقلابی که از دو بخش همین عبارت گرفته شده است، برای تعریف این دانش کافی باشد.
کلام را از سرحدات برگردانید
/0 دیدگاه /در فلسفه کلام انقلابی /توسط حامد خواجهنباید کلام را صرفا به سرحدات تفکر دینی فرستاد و توقع داشت که فقط از قلمرو دینی دفاع کند. نباید صرفا جنبه دفاعی به کلام داد، شاید در بسیاری از مواقع حمله و هجمه لازم باشد. یک قدم جلوتر هم اینکه نباید کلام را اینگونه روی ملحد و کافر متمرکز کرد و او را موظف دانست که صرفا در مبارزه برون دینی با ملحد و کافر باشد، بلکه ما در درون دین و جامعه دینی هم نیازمند کلام هستیم، محتاجیم کلام به جامعه دینی هم رسیدگی کند و مدام در مرزها نباشد. و این احتیاج صرفا نیاز از جنس مبارزهای و دفاعی نیست که گفته شود به هرحال کلام به شبهات هم میپردازد، خیر این جامعه دینی نیاز به اندیشه دینی دارد، یک اندیشهای که از جنس طعام است و برای او آماده شده است. اگر نگوییم از عمده وظایف کلام این است، باید قبول کرد که این هم از وظایف کلام است. ممکن است اصلا شبههای مطرح نباشد، ولی یک اندیشهای در جامعه وجود داشته باشد که نیازمند ارتقا و ویرایش است؛ به عنوان مثال اندیشهای که نسبت به معاد و یا مرگ وجود دارد، اگر این باورها ویرایش شود و ارتقا یابد قطعا در حیات و زیست جامعه تاثیری شگرف خواهد داشت.
گذر مسیر اصلاح از اندیشه
/0 دیدگاه /در فلسفه کلام انقلابی /توسط حامد خواجهبرای اصلاح به غیر از اندیشه به سراغ چهچیزی میتوان رفت؟ اگر فکر و اندیشه درست نشود، آیا امکان دارد در رفتار و کردار تغییر ایجاد شود؟ آیا میتوانیم بدون آنکه از اندیشه شروع کنیم، اصلاحی را رقم بزنیم؟ شاید بتوان با فعال کردن احساسات و عواطف چند صباحی طی مسیر کرد، امّا تا هنگامی که یک اندیشه پشتیبان احساس و عواطف نباشد، توان اصلاح با دوام را ندارد. وقتی یک اندیشه اصلاح شد، بر خلاف عواطف و احساس نیاز نیست مدام در آن دمیده شود، بلکه با تذکرهایی آن اندیشه زنده نگهداشته میشود و حتی بعضا نیازی به تذکر هم نیست.
حتی برای اصلاح سبکزندگی هم نیاز به اصلاح اندیشه است، نمیتوان بدون اصلاح اندیشه تغییری در سبکزندگی ایجاد کرد.
اندیشه یا عواطف ؟ مانند یک سوال شرعی !
/0 دیدگاه /در فلسفه کلام انقلابی, یادداشتها /توسط محمد سعید خورشیدیمقدمه
به طور کلی سر و کار داشتن با عالم انسانی پیچیدگی ها و پرسش های مخصوص به خود را در پی دارد. انسان بنا به آیه قرآن مانند عالم کبیر است.
هنوز در باب ابعاد و اطوار وجود انسان اتفاق نظری وجود ندارد و به تناسب اهداف و روش ها، تفاوت میکند.
یکی از رویکردهای شناخت ابعاد انسان، شناخت قوای تصمیم ساز اوست. در این باب نیز نظریات مختلفی وجود دارد. ملا احمد نراقی به تبع حکمای یونانی این قوا را 4 مورد معرفی نموده است. برخی نیز این قوا را به دو دسته اندیشه و عواطف تقسیم نموده اند.
طرح سوال
سوال اصلی برای فردی که میخواهد نقش متکلم انقلابی، یعنی شناخت و تنطیم عقاید مردم را انتخاب کند، این است که : آیا این بهترین راه اصلاح جامعه است ؟ آیا بعد دیگر انسان، یعنی عواطف، اهمیت بیشتری ندارد ؟
به عبارت دیگر : اندیشه مقدم است یا عاطفه ؟
این سوال را میتوان در مقام توصیف و در مقام توصیه مورد بررسی قرار داد.
در مقام توصیف، در مقام “است” و در مقام اندیشه کلامی، تقریبا اجماع وجود دارد که بعد عقلانی و اندیشه ای انسان بر عواطف تقدم دارد. دانشمندان علم اخلاق،فلاسفه و عرفا نیز همیشه عقل را پیشران دانسته اند و تصویرمطلوبشان این است که اندیشه و عقل سکان عواطف را در دست بگیرد. البته بخشی از عواطف الهی که از آن تعبیر به عشق میشود نیز اگرچه به عقل نور میتاباند، اما خودش از اندیشه الهی است که سرچشمه میگیرد.
اما در مقام توصیه، در مقام “باید” و در مقام اندیشه فقهی، ماجرا فرق میکند.
این عرصه، عرصه راهبرد و عملیات است.
ممکن است لازم باشد روزی عواطف مقدم شود و فردای همان روز اندیشه ( و بالعکس )
آن چیزی که حکم نهایی “امروز” را مشخص میکند، درک از زمان و مکان و شرایط است.
دریافت فقیه ( یا حاکم ، یا استراتژیست ) از صحنه است که اولویت و ترتب یکی از این دو در صحنه را مشخص میکند.
نتیجه
فردی که بین اتخاذ رویکرد اندیشه ای یا عاطفی دچار سوال است چند راه دارد :
- احتیاط کند و هر دو را پیش ببرد.
- مقلد باشد به این معنا که به گزارش و نتیجه گیری دیگری اعتماد کند.
- اجتهاد در مبانی و صحنه را بدست آورد ( البته تا رسیدن به آن مرحله اگر نخواهد روحیه اصلاحی خودش را تعطیل کند باید یکی از دو راه بالا را انتخاب کند )
وجه ممیز کلام انقلابی از اصطلاحات بدیل
/0 دیدگاه /در فلسفه کلام انقلابی /توسط حامد خواجهاغلب اصطلاحات بدیل کلام ناظر به فضای دانشی است و در تعریفهای آنها هم نگاه به بعد دانشی کلام است، بر خلاف کلام انقلابی که در لایه اندیشهای است و اساسا به خاطر نارسایی اندیشهای پدید آمده است. یک عطش اندیشهای در جامعه احساس شده است که ناظر به آن کلام انقلابی تعریف میشود.
اصطلاحات بدیل کلام معمولا در این همان افق دانشی کلام مرسوم بسته شدهاند. در فضای دانشی کلام مرسوم به دنبال این هستند که همان توصیفات عالم را یا به عمل نزدیک کند یا انتظام ببخشد و یا خوانشنو از آن ارائه کند و یا در نهایت نسبت توصیفات عالم را با مسائل جدید روشن کند. ولی وجه ممیز جدی کلام انقلابی در این است که کلام انقلابی در افق اندیشه بسته شده است.
کلام انقلابی در تلاش است مباحث را به ساحت اندیشه بکشاند. متکلم در کلام انقلابی نمیتواند بیقید نسبت به جامعه باشد، به هر حال او در حال پخت و پز یک طعام معرفتی و اندیشهای برای جامعه است و باید تغذیه جامعه از این اندیشه را مدنظر داشته باشد و بدون در نظر گرفتن ذائقه و سلیقه جامعه نمیتوان برای آن طعام فراهم کند.
نسبت اندیشه و دانش با نظر به زیست تاریخی انسان
/0 دیدگاه /در فلسفه کلام انقلابی, یادداشتها /توسط سیدمصطفی مدرساگر به ابتدای تاریخ حیات بشر نظر بیاندازیم متوجه خواهیم شد آن زمان دانشی وجود نداشته است. اما آیا این مسئله بدین معناست که انسان فاقد حیث معرفتی بوده است خیر! انسان یک موجود شعوری ارادی است که حیات خویش را با همین حیث تدبیر می کند.
انسان با اندیشه پا بر روی زمین گذاشت و اکنون که در این مختصات تاریخی به تاریخ حیات بشر نظر می اندازیم می بینیم انسان سالها فکر و اندیشه خویش را منضبط کرده، بدان نظم و انضباط دانشی بخشیده و در ساز و کار آموزش عمومی در آورده است. به طور مثال انسان سالها مدیریت میکرده است پیش از آنکه دانش مدیریت پدید آمده باشد. انسان از دیر زمان دانش های خود را مدیریت می کرده است پیش از آنکه دانش مدیریت دانش وجود داشته باشد.
اساسا زمانی میتوان گفت اندیشه از حیثیت اندیشه ای خود خارج شده است که در ساز و کار آموزش عمومی در آمده باشد. آموزش عمومی به اتکا و ابتنای دانش بنا گذاری شده است.
اندیشه آن زمانی میدان دار می شود که دانش ها از پاسخ به مسئله های مستحدثه و سوژه شده توسط انسان باز بمانند. به عبارت دیگر آنجایی که مرز شهر دانش تمام می شود اندیشه میدان دار میگردد تا مرز دانش را به پیش ببرد.
آخرین نظرات
پربازدیدهای این ماه
ویژهنامهها
#برچسبها
آزاداندیشی آزادی آزادی اندیشه استثمار استراتژی های جهان کفر اسرائیل اندیشه اندیشه دینی انقلاب اسلامی ایده اصلاحی ایده فرهنگی ایده فرهنگی مادر تعریف آزاداندیشی جبهه دشمن حمیدرضا شب بویی ذهن جامعه رهبری روح توحید نفی عبودیت غیر خدا رژیم صهیونسیتی صهیونیسم فرهنگ فلسفه کلام فلسفه کلام انقلابی مبارزه مدرنیته هژمونی تمدن غرب پیشرفت کلام کلام انقلابی گفتمان سازی
الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وعَجّلفَرَجَهم