نوشتهها
س
/0 دیدگاه /در ایده فرهنگی مادر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییت
/0 دیدگاه /در یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییس
/0 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییس
/0 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییs
/0 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییس
/0 دیدگاه /در یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییتح
/0 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییر
/0 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییی
/0 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بویین
/2 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییابزار رصد ذهن جامعه
/0 دیدگاه /در فلسفه کلام انقلابی /توسط حامد خواجهرصد ذهن جامعه از ارکان کلام است. اگر قرار است کلام از حیات دینی مردم پشتیبانی کند و به باورهای دینی رسیدگی کند و از آنها پشتیبانی کند، به وضوح روشن است که بررسی باورها آنان و رصد اعتقادات جامعه از واجبات کار کلامی است. کلام بدون این رصد اصلا نمیتواند هویت خود را حفظ کند؛ اگر قرار است طعامی فکری و اندیشهای برای جامعهای تولید کند، لازم است که مزاج فکری و اندیشهای آن جامعه را بشناسد و آن را رصد کرده باشد تا بتواند طعامی متناسب پخت و پز کند.
پس رصد ذهن جامعه و دستیابی به اندیشههای دینی جامعه از ملزومات کار کلامی است؛ حال سوال و ابهام در این قسمت است که ابزار متکلم برای این رصد چیست؟ متکلم چگونه میتواند به ذهن جامعه دسترسی داشته باشد؟ آیا متکلم میتواند به آمارها و دادههایی که به خاطر تحلیلهای مختلف، اختلافات وسیعی دارند، اعتماد کند؟ آیا متکلم خود باید مشغول جمعآوری آمار شود؟ اصلا با آمارگیری میتواند به ذهن جامعه دسترسی پیدا کند؟ آیا متکلم باید از دانش جامعهشناسی برخوردار باشد؟
یکی از ابزارهایی که برای این منظور برای متکلم بسیار سودمند است «گفتگو» است. البته بهتر است از تعبیر ابزار استفاده نشود و زمینه و عامل نامیده شود. وقتی گفتگو در جامعه رواج پیدا کند و کسی از ابراز اندیشهی درونی خود به خصوص اندیشه دینی خود ابایی نداشته باشد، گفتگو پیرامون اندیشه دینی به یک امر زنده در جامعه تبدیل شود، این متکلم است که از این رواج گفتگو بیشترین بهره را میبرد و به راحتی و بدون دردسر به ذهن جامعه و اندیشه دینی جامعه دسترسی پیدا میکند.
رواج گفتگوهای دینی در بین مردم ارتقای ویژهای به کلام خواهد زد که به راحتی این رشد در کلام پدید نخواهد آمد و شاید بتوان گفت از وظایف یک متکلم این است که به این رواج دامن بزند و بسترهای آن را فراهم کند.
✨دو نکته در مورد «سلام فرمانده»
/0 دیدگاه /در یادداشتها /توسط محمد حسن زادهبسم الله الرحمن الرحیم
🔸با مشاهده انبوه جوانان دانشمندی که در چند سال اخیر در در کشور ما ظهور کرده اند و در مباحث مختلف به مباحثه و اظهار نظر پرداخته اند، یک حس استغنایی به ما دست داده بود که الحمدلله کسانی هستند که از منظر دینی به مسائل مختلف جامعه و حکومت ورود کنند و از اقتصاد و مدیریت گرفته تا فرهنگ و هنر و سینمای مطلوب انقلاب اسلامی را در سالهای آتی برای کشور ما به ارمغان بیاورند.
لکن با مشاهده ی تحلیل های مختلف عزیزان در مسائلی مانند سرود «سلام فرمانده» و یا مباحث جاری دولت سیزدهم، این اندیشه برایم بسیار واضح تر شد که اکثر ما حزب اللهی ها نیز در پارادایم غربی داریم مسائل را می فهمیم و خودمان هم حس نمی کنیم. احساسمان این است که تحلیل های حزب اللهی نابی را داریم ارائه میدهیم لکن وقتی موقع سنجش می شود می بینیم که هیچ کدام از این تحلیل ها در صحنه ی واقع جواب نمی دهد و واقع نمایی ندارد. لذا همان طور که تمدن غرب نمی تواند انقلاب اسلامی را بفهمد و آن را تحلیل کند و عقیم می ماند، ما نیز پدیده ای مثل « سلام فرمانده» را نمی فهمیم و مدام چرندیاتی را به عنوان تحلیل ارائه میکنیم که خودمان هم نمی توانیم آنها را بپذیریم.
🔸یکی از نکاتی که می توان از مقایسه ی «سلام فرمانده» با سایر آثار مشابه آن اصطیاد کرد این است که نگاه ناب شهرستانی به قلوب مردم ما نزدیک تر است و بیشتر مورد استقبال قرار می گیرد و آثاری که با نگاه های شمال شهر تهران ساخته می شوند، هرچقدر هم که رنگ و لعاب بیشتری داشته باشند، با بطن جامعه ما ارتباط نمی گیرند و مردم احساس نزدیکی به آنها نمی کنند.
این اثر نشان داد که جدی گرفتن نوجوانان در همان قاب قدیمی که نسل های قبلی نیز در آن درخشیدن و شخصیت بخشی به آنها در همان پارادایم بیش از نشان دادن آنها در پارادایم تمدن غرب که امام حسین ع نیز در گوشه ای از آن حضور دارد، می تواند قلوب آنها را تصاحب کند.
سه توجه در وجه تسمیهی «کلام انقلابی»
/0 دیدگاه /در فلسفه کلام انقلابی /توسط امید فشندی🔰 وجه تسمیهی این پویش معرفتی به “کلام انقلابی”
یک سؤال اینکه اگر ادعا و سعی بر تمایز با کلام مرسوم و کلاسیک دارید، خصوصا در زمینهی موضوع که میگویید ما به #ذهن_جامعه میپردازیم که اندیشهی دینی است، و آن به #عقاید_دینی که دانش معارف است، خب چه وجهی دارد که نام کلام بر این پویش میگذارید؟
میگوییم که #سه_وجه میتوان برشمرد:
#یک اینکه خاستگاه این دانش کلام مرسوم، از جنس اندیشه و نزدیک به مقصود ما بوده و با گفتوگو آمیخته لذا کلام نام گرفته، اما بهمرور و با تولید دانش کلام از این لایه غفلت شد. میخواهیم به آن لایه توجه دهیم.
#دو اینکه در تراث معرفتی اسلامی، دانش مرسوم کلام بیش از هر دانش دیگر ظرفیت پشتیبانی دانشی و تراثی از این پویش معرفتی – کلام انقلابی – را دارد.
#سه اینکه تا وقتی به علمی کاملا متمایز و تازه نرسیدهایم، ضرورتی ندارد که به صرف تفاوت موضوع، حساب خود را از کلام مرسوم جدا کنیم و نام دیگری برای این پویش برگزینیم، چه اینکه در علوم حوزوی – مانند فقه و اصول – هم مرسوم نیست که به صرف اختلاف با مشهور در تعریف یا موضوع علم، نام دیگری بر علم بگذارند.
امید فشندی
1401/02/16
کدام
/0 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر, فلسفه کلام انقلابی /توسط حمیدرضا شب بوییذهن پروری با دوره مجازی
/0 دیدگاه /در یادداشتها /توسط محمدمهدی اعلاییاگر در پویش کلام انقلابی، ذهن جامعه اهمیت دارد، یکی از نقاطی که می توانیم برای اثرگذاری بر ذهن جامعه هدف بگیریم، ذهن طلاب است؛ چرا که طلاب تاثیر زیادی بر ذهن مردم دارند.
طبیعتاً باید برای تأثیرگذاری بر ذهن مخاطب برنامه ریزی کرد، وقت گذاشت، اقتضائات را در نظر گرفت و …
دوره مجازی کلام انقلابی یک امکان است. یک امکان برای تأثیرگذاری بر ذهن طلاب. گرچه در حال حاضر محدود است و در ابتدای راه؛ ولی امکان رشد آن هست.
طبق نرم افزار دوره، هر فراگیر در یک گروه عضو شده و موظف است به صورت هفتگی ۹۰ دقیقه در جلسه جمع بندی با محور استادیار گروه خود شرکت کند. این یک فرصت است برای استادیاران، که بر ذهن اعضای گروه خود تأثیر بگذارند. تاثیری که نتیجه آن مضاعف می شود. برخی از طلابی که در دوره شرکت کرده اند، مبلّغ هستند و سالیانه با هزاران نفر از مردم در ارتباط هستند. (برخی هم در آینده در این موقف قرار می گیرند.) ضمن اینکه در ادامه دوره، کاملا بار اجرایی از دوش استادیاران برداشته شده و کاملا زمینه برای اثرگذاری بیشتر با قراردادن وقت محدود، فراهم است.
نتیجه آنکه می توان دوره مجازی را، تمرینی برای اثر گذاشتن بر ذهن جامعه دانست و به عبارتی دیگر، کاربردی کردن مباحثات کلام انقلابی مان.
چرا ذهن جامعه؟
/0 دیدگاه /در فلسفه کلام انقلابی /توسط حامد خواجهدانشهای بشری با زیست او پیوند دارد و تاثیر خود را در آن زیست خواهد گذاشت. لذا ما از ویرایشهایی که دانش در زندگی خواهد داشت، ناگزیری هستیم. به عنوان نمونه وقتی در دانش فقه گوشت خوک حرام میشود، این حیوان دیگر پرورش نمییابد و یا مثلا وقتی شراب حرام میشود، برای ممنوعیت تولید شراب قانونگذار هم به میان میآید و با اجبار و قهر هم که شده از تولید شراب جلوگیری میکند. پس تاثیرگذاری به وسیلهی دانش هم امکان دارد.
امّا اینکه ذهن جامعه برای ما مهم شده است و به خاطر آن به سراغ اندیشه که غیر از دانش است میرویم، میتواند ریشه در این داشته باشد که مردم برای ما مهم است. وقتی مردمسالاری برای ما مهم شد، ذهن و اندیشه مردم هم برای ما مهم میشود. اگر مردم را میخواهیم، نمیتوانیم به باورهای مردم توجه نداشته باشیم. وقتی مردم سالاری برایمان جدی شد، ذهنپروری هم نقش مهمی برایمان پیدا خواهد کرد و نمیتوانیم از کنار ذهن مردم بگذریم.
آزاداندیشی نان شب متکلّم
/0 دیدگاه /در آزاداندیشی, فلسفه کلام انقلابی /توسط حامد خواجهحضرت آقا در اولین نشست الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت، چهار عرصه برای پیشرفت برمیشمارند؛ یکی از این عرصهها فکر است و ایشان فکر را مهمتر از علم میدانند. و بیان میکنند که باید یک جامعهی متفکر پدید بیاوریم.
برای داشتن یک جامعه متفکر و فرهیخته با یک فهم فاخر، نیاز است در میان مردم گفتگوی دینی رواج پیدا کند، چنانچه که در صدر اسلام گفتگوی دینی رایج بود این گفتگوی دینی کلام خوانده میشد.
با توجه به تعریفی که از کلام میشود که کلام با ذهن مردم کار دارد و متکلّم دائما در حال رصد ذهن مردم و جامعه است و از آن توصیف عمیقی دارد و برای جامعه طعام معرفتی تولید میکند، طعامی که پشتیبان حیات جامعه و مردم است؛ متکلم اولا برای رصد ذهنها به شدت نیازمند رقم خوردن گفتگوی دینی است تا آنچه در ضمیر مردم است برایش قابل دسترسی باشد و راحتتر به آن برسد. متکلم برای آنکه عطشها را بفهمد و همچنین ایدههای اولیه را از مردم بگیرد، نیازمند پیوند خوردن به این گفتگوی دینی است که باید بین مردم رایج شود.
و دوما کلام علم ذهنپروری است و متکلم وظیفهی ذهنپروری جامعه را دارد و این ذهنپروری از طریقهی گفتگو است، متکلم ناچار است که به گفتگو دامن بزند و اگر میخواهد این گفتگو واقعی باشد و نه تصنعی، باید در بستری آزاداندیش به گفتگو رو بیاورد والّا اگر آزاداندیشی نباشد، به هیچ وجه نمیتوان به گفتگوی واقعی رسید.
آزاداندیشی یعنی از بند اسارت قیودی که در مقام اندیشه مانع هستند، رهایی یابیم؛ قیودی مانند تقلید، ترس، تعلقات، عادات و … هدف آزاداندیشی حقیقت است لذا گفتگو به ویژهی گفتگوی آزاداندیشانه جایگاهویژهای پیدا میکند و آزاداندیشی جامعه برای متکلم از نان شب هم واجبتر میشود.
آخرین نظرات
پربازدیدهای این ماه
ویژهنامهها
#برچسبها
آزاداندیشی آزادی آزادی اندیشه استثمار استراتژی های جهان کفر اسرائیل اندیشه اندیشه دینی انقلاب اسلامی ایده اصلاحی ایده فرهنگی ایده فرهنگی مادر تعریف آزاداندیشی جبهه دشمن حمیدرضا شب بویی ذهن جامعه رهبری روح توحید نفی عبودیت غیر خدا رژیم صهیونسیتی صهیونیسم فرهنگ فلسفه کلام فلسفه کلام انقلابی مبارزه مدرنیته هژمونی تمدن غرب پیشرفت کلام کلام انقلابی گفتمان سازی
الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وعَجّلفَرَجَهم