نوشتهها
ش
/0 دیدگاه /در یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییش
/0 دیدگاه /در آزاداندیشی, آزادی, مختصات راهبردی آزاداندیشی, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییآن
/0 دیدگاه /در آزاداندیشی, ایده فرهنگی مادر, تعریف آزاداندیشی, گفتمان جامع /توسط حمیدرضا شب بوییتلاشی برای فهم چرخه پیشرفت فرهنگی- بخش صفر
/0 دیدگاه /در ایده فرهنگی مادر /توسط سیدمرتضی شرافتپیش از پرداختن به ایده فرهنگی و چرخه پیشرفت فرهنگی، کمی ذهنیت های اولیه و سطحی ام را مرور می کنم:
ایده اصلاحی باید بر اساس مزیت ها و نقاط قوت مبتنی بر جهان بینی توحیدی، فطری، تربیتی، فقهی، حکومتی و با الگوی شریعت شیعی وطرح ائمه و جریان سازی ایشان باشد.
راه حل قطعی و ضروری کدام است؟ ابتدا باید سمت و سو ها و مطلوبیت ها و اهداف را معین کرد.
واقعا هدف ما چیست؟
بعد از تعیین تکلیف هدف، باید تعیین کرد کدام مسیر یا راه ها برای این هدف وجود دارد و هر کدام چه مزیت هایی دارند؟
در مرحله بعد از بین راه ها اولویت بندی کرد و یک مسیر واحد یا ترکیبی برای رسیدن به این هدف مشخص شود.
در نهایت باید تکلیف را مشخص کرد و بر اساس ایده اصلاحی اقدام کرد.
ش
/0 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییش
/0 دیدگاه /در ایده فرهنگی مادر, راهبردهای جهان کفر /توسط حمیدرضا شب بوییش
/در ایده فرهنگی مادر, راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییش
/0 دیدگاه /در ایده فرهنگی مادر, راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییش
/0 دیدگاه /در ایده فرهنگی مادر, راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییفقط حرف می زنیم
/0 دیدگاه /در ایده فرهنگی مادر /توسط محمدمهدی اعلاییحضرت آقا وقتی درمورد انقلاب اسلامی صحبت می کنند، مقطع 15 خرداد 1342 را، یک نقطه عطف برای حرکت انقلاب می دانند و معتقدند 15 خرداد باعث شد انقلاب وارد مرحله و مقطع جدیدی شود.
ایشان می فرمایند تا پیش از آن کشتار عظیم و بی سابقه، انقلاب در یک ناپختگی و خامی شدیدی به سر می برد؛ ولی رقم خوردن این اتفاقات باعث شد برخی که ترسو بودند، کنار کشیده و کسانی که خیلی سهل اندیشانه درمورد اعتراضات و انقلاب فکر می کردند، به فکر فرو روند و تصمیم گیران انقلاب به این نتیجه رسیدند، که باید کار فکری بلندمدتی را، آغاز کنند.
اما سوال اصلی بنده در این یادداشت این است که هرکدام از ما طلاب و روحانیون برای تحقق تزها و ایده هایی که مد نظر داریم، چقدر استقامت داریم؟ چقدر پای هزینه های آن می ایستیم؟
اگر انقلاب به پیروزی رسید، بخاطر آن بود که جمعی پای کار آن آمدند و در راه تحقق انقلاب، حتی از کشته شدن هم، باکی نداشتند! اگر پس از کشتار سال 42 همانگونه که تصمیم گیران رژیم فکر می کردند، نیروهای انقلابی صحنه را خالی می کردند، هیچوقت انقلاب به پیروزی نمی رسید!
امروز ما اگر راهی را به عنوان راه اصلاح وضعیت فرهنگی کشور معتقدیم، باید مصرانه پای اجرای آن بایستیم! برای تحقق آن تلاش کنیم! شب و روز نشناسسیم! هزینه کنیم و …
آنوقت است، که مثل رزمندگان دفاع مقدس به درگاه خدا تضرع می کنیم و از خدا برای بهتر خدمت کردن توفیق می خواهیم! چون مسأله داریم! چون درد داریم! چون رنج می کشیم …
تا وقتی اینقدر راحت طلبانه از اصلاح و پیشرفت حرف می زنیم، فقط حرف می زنیم …
س
/0 دیدگاه /در ایده فرهنگی مادر /توسط حمیدرضا شب بوییس
/0 دیدگاه /در ایده فرهنگی مادر, راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییص
/0 دیدگاه /در علم دینی /توسط حمیدرضا شب بوییس
/0 دیدگاه /در علم دینی /توسط حمیدرضا شب بوییایده اصلاحی از نقطه اندیشه یا عمل؟
/0 دیدگاه /در فلسفه کلام انقلابی, یادداشتها /توسط عقیل رضانسبیکی از دوگانههای همیشگی که در لایههای مختلف فکری و نزاعهای مختلف جریانهای متنوع فکری و اجتماعی وجود دارد دوگانه اندیشه و عمل است. عبارت اخریهای دیگر این بحث باور و عمل، ایمان و عمل صالح، عقیده و عمل، کلام و فقه، فلسفه و فقه، حقیقت و شریعت و … است. این دوگانه به صورتهای متنوعی باعث نزاعها میشده، ولی آنچه که در قرآن مشخص است این است که همواره این دو را قرین همدیگر میبیند، یعنی باور بدون عمل، یا به بیان خود قرآن ایمان بدون عمل صالح ادعای ایمان است، لذا در موارد عدیدهای ایمان را همراه عمل صالح به کار میبرد.
اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ … ﴿البقرة، 25﴾ ﴿البقرة، 82﴾ ﴿البقرة، 277﴾ ﴿آلعمران، 57﴾ ﴿النساء، 57﴾ ﴿النساء، 122﴾ ﴿النساء، 173﴾ ﴿المائدة، 9﴾ ﴿المائدة، 93﴾ ﴿الأعراف، 42﴾ ﴿يونس، 4﴾ ﴿يونس، 9﴾ ﴿هود، 23﴾ ﴿الرعد، 29﴾ ﴿إبراهيم، 23﴾ ﴿الكهف، 30﴾ ﴿الكهف، 107﴾ ﴿مريم، 96﴾ ﴿الحج، 14﴾ ﴿الحج، 23﴾ ﴿الحج، 50﴾ ﴿الحج، 56﴾ ﴿الشعراء، 227﴾ ﴿العنكبوت، 7﴾ ﴿العنكبوت، 9﴾ ﴿العنكبوت، 58﴾ ﴿الروم، 15﴾ ﴿الروم، 45﴾ ﴿لقمان، 8﴾ ﴿السجده، 19﴾ ﴿سبإ، 4﴾ ﴿فاطر، 7﴾ ﴿ص، 24﴾ ﴿ص، 28﴾ ﴿غافر، 58﴾ ﴿فصلت، 8﴾ ﴿الشورى، 22﴾ ﴿الشورى، 23﴾ ﴿الشورى، 26﴾ ﴿الجاثية، 21﴾ ﴿الجاثية، 30﴾ ﴿محمد، 2﴾ ﴿محمد، 12﴾ ﴿الفتح، 29﴾ ﴿الطلاق، 11﴾ ﴿الانشقاق، 25﴾ ﴿البروج، 11﴾ ﴿التين، 6﴾ ﴿البينة، 7﴾ ﴿العصر، 3﴾
همین که در بیش از 50 آیه قرآن این تعبیر با هم به کار رفته است، نشان دهنده از باور جدی قرآن به قرین بودن این دو دارد، اما یک نکته دیگر هم در قرآن هست که آن چیزی که محور و اصل قرار میگیرد، ایمان و باور است و نقش عمل صالح در واقع بالا بردن این باور است.
إِلَيْهِ يَصْعَدُ اَلْكَلِمُ اَلطَّيِّبُ وَ اَلْعَمَلُ اَلصّٰالِحُ يَرْفَعُهُ ﴿فاطر، 10﴾
حال سؤال جدی مطرح میشود که با وجود اقرار به اصالت عقیده، آیا برای اصلاح اجتماعی نیز باید از نقطه عقیده شروع کرد؟! بله لاجرم باید از نقطه عقیده شروع به تغییر فرد و جامعه زد و بدون اینکه باوری برای جمعی شکل نگیرد، عمل متناسب با آن باور مقدور نیست، اما بحث ما در نقطههای آغاز که باورهای اجمالی و اولیهای لازم است، نیست؛ حتی بحث در این نیست که لاجرم به هر دوی اینها برای حرکت اجتماعی نیاز هست، یعنی برای هر حرکت اجتماعی نیاز هست که باورها و اعمالی متناسب با این باورها وجود داشته باشد؛ حتی بحث در این نیست که برخی افراد جامعه را چارهای نیست که از ناحیه به عمل واداشتن باید به راه خیر و صلاح آورد و اساساً سطح فکری آنها طوری است که نمیشود با بحثهای اندیشهای آنها را حرکت داد، هر چند که همینها هم به یک اندیشه بسیار اجمالی نیاز دارند.
بحث در این است که مهم ترین اقدام و اثرگذار ترین و ماناترین اقدام برای اصلاح اجتماعی، اندیشه است یا عمل؟! یعنی شما نقطه تمرکزتان را بر فعل و عمل جامعه می گذاری یا بر باورهای مردم؟! اساساً آیا بستن جامعه به عمل با استفاده از سبک زندگی و ابزارهای حاکمیتی و فرهنگی می تواند یک تغییر با ثبات را رقم بزند؟
با توجه به همان تقدمی که ایمان بر عمل صالح دارد، و با توجه به همان اصالتی که عقیده نسبت به عمل دارد و اوست که در نهایت به سمت خدا بالا میرود، و با توجه به این نکته که سوختبار حرکت انسان، آن چیزی که ارادههای غنی و پایدار را شکل میدهد، باوری است که پشت این حرکتها و ارادهها قرار گرفته است؛ با بستن به عمل شاید چهارصباحی بشود انسان یا جامعهای را به حرکت و اراده واداشت، ولی وقتی انسان و جامعه مقداری رشید شد، شروع به پرسیدن سؤالاتی از تو خواهد کرد که مبناهای اعتقادی این اعمالی است که او را به آن بستی؛ لذا بدون کماهمت شمردن عمل، و بدون اینکه به لحاظ تربیتی در برهههایی میتوان با به عمل بستن انسانها را به حرکت در آورد، باید گفت که اگر دنبال یک ایده اصلاح اجتماعی هستی، این ایده باید مبتنی بر شکل دادن عقیده و باور و ایمان باشد، باید اندیشه در آن نقش محوری و اصیل را داشته باشد، و از عمل برای ترفیع این اندیشه استفاده کرد.
لذا این جملات مقام معظم رهبری حفظهاللهتعالی پر معنا خواهد شد:
«کارهای بزرگ از ایدهپردازی آغاز میشود». (25/02/86)
«يك جامعه بدون دارا بودن استخوانبنديهاى ذهنىِ قوى، در حركت جهانى نخواهد توانست از سربالاييهاى دشوار و پيچهاى سخت عبور كند.» (03/07/81)
«یک نهضت بزرگ اگر بخواهد در میان مردم پا بگیرد؛ جا پیدا کند؛ با قبولِ نخبگان و زُبدگان جامعه مُواجه شود، باید حرف و سخن نو به صحنه بیاورد و داشته باشد. با شعار مردم را چهار صباح میشود در صحنه نگه داشت؛ اما مبارزهی بنیانی را با صِرف شعارهای سطحی و پوک ـ که در دهان بعضیها میبینید ـ نمیتوان راه انداخت، بلکه برای آن مبارزه و در صحنه نگه داشتن مردم، فکر لازم است؛ برای پشتوانهی حرکت عظیم مردمی، یک سد و تکیهگاه مستحکم فکری لازم است. امام بزرگوار نهضت ما توانست این تکیهگاه مستحکم فکری را از اسلام استخراج کند. پایههای عمدهی این تفکر همان اصول اسلامی بود که بازشناسی و بازفهمی میشد، بدون اینکه مورد بیاعتنایی قرار گیرد». (بیانات در دیدار اساتید و دانشجویان بسیجی، ۱۸/3/1382)
گذر مسیر اصلاح از اندیشه
/0 دیدگاه /در فلسفه کلام انقلابی /توسط حامد خواجهبرای اصلاح به غیر از اندیشه به سراغ چهچیزی میتوان رفت؟ اگر فکر و اندیشه درست نشود، آیا امکان دارد در رفتار و کردار تغییر ایجاد شود؟ آیا میتوانیم بدون آنکه از اندیشه شروع کنیم، اصلاحی را رقم بزنیم؟ شاید بتوان با فعال کردن احساسات و عواطف چند صباحی طی مسیر کرد، امّا تا هنگامی که یک اندیشه پشتیبان احساس و عواطف نباشد، توان اصلاح با دوام را ندارد. وقتی یک اندیشه اصلاح شد، بر خلاف عواطف و احساس نیاز نیست مدام در آن دمیده شود، بلکه با تذکرهایی آن اندیشه زنده نگهداشته میشود و حتی بعضا نیازی به تذکر هم نیست.
حتی برای اصلاح سبکزندگی هم نیاز به اصلاح اندیشه است، نمیتوان بدون اصلاح اندیشه تغییری در سبکزندگی ایجاد کرد.
رابطه زندگیگرایی با کلام انقلابی
/0 دیدگاه /در فلسفه کلام انقلابی /توسط حامد خواجهایدهی اصلاحی جامعه در دل زندگی است. برای اصلاح جامعه زندگی خود را باید اصلاح و آباد کنیم. قیام برای اصلاح جامعه در نهاد زندگی است. نمیتوان بدون توجه به زندگی خود به دنبال اصلاح باشیم. به تعبیری باید با یک زندگی عالی و ایدهآل الگو برای اصلاح جامعه درست کنیم. حضرت آقا در مراسم ششمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله) ۱۴خرداد۱۳۷۴ میفرمایند: «ملت ایران بداند: امروز بزرگترین تلاشها و جهادها در سطح جهان که از نظر خدای متعال در جهت تحکیم اسلام و پیام اسلام است، این است که ایرانِ اسلامی آباد و برکاتش آشکار شود. باید زندگی در این کشورْ مایه رشک ملتهای دیگر شود، تا بخواهند از آن درس بگیرند. این، عاملی است که دشمن را محکوم میکند.»
این جمله کلیدی «باید زندگی در این کشورْ مایه رشک ملتهای دیگر شود» را باید با دیدهی تامل نگریست. اگر این را به عنوان یک قاعده و فرمول از ایشان بپذیرم؛ در مرتبهی قبلتر آن باید گفت زیست در جامعه حزب اللهی مایه رشک جامعهی ایرانی شود. زندگی حزب اللهی آن قدر فاخر شود که آمال همهی مردم ایران این چنین زندگی شود و از آن الگو بگیرند.
برای ساختن چنین زندگی نیاز شدیدی به اندیشه دینی است که پشتیبانی آن را بر عهده داشته باشد. شدیدا نیاز است که به اندیشه دینی پشتیبان حیات دینی حزب اللهیها با به تعبیر بهتر انقلابی، رسیدگی شود و با این پشتیبانیها به آبادانی زندگی بپردازد. برای آنکه زندگی انقلابی الگو قرار گیرد نیاز است که این زندگی آنچنان آباد شود و ثمرات و برکاتش آشکار شود که مایه رشک دیگران شود؛ برای اینچنین آبادانی قطعا به یک پشتیبانی ویژه برای اندیشه دینی این انقلابی نیاز است.
از این رو است که اهمیت کلام انقلابی چند برابر میشود؛ این کلام انقلابی است که وظیفه پشتیبانی از اندیشه دینی زیست انقلابی را دارد؛ اگر این کلام نتواند به خوبی پشتبانیهای خود را انجام دهد، چگونه میتوان توقع آبادانی زیست انقلابی را داشت؟
پسااسلامیسم و میلاد دخانچی؛ از فرم تا محتوا
/1 دیدگاه/در کتاب پسا اسلامیسم /توسط امید فشندی🔰 پسااسلامیسم و میلاد دخانچی؛ از فرم تا محتوا
🔶 #میلاد_دخانچی در #پسااسلامیسم از یك درك دردآلود نسبتا فراگیر ناظر به وضع امروز #جمهوری_اسلامی سخن میگوید:
“نه جامعه آنچنان كه از یك انقلاب انتظار میرفت اسلامی شده، و نه سیستم ادارهی كشور آنچنان كه از یك نظام سیاسی در ارتقای متوازنِ عدالت و آزادی و اخلاق و اقتدار و امنیت انتظار میرود، كارآمد است.”
🔹 اما چرا ؟
میگوید توازن میان #سیاست و #مذهب برهمخورده است و آن خوانشی از مذهب – اسلامیسم – كه با حكمت ویژهی خود بنا داشت سیاست و الگوی قدرتوزی روز – دولت مدرن – را كسب و هضم و از آن عبور كند، دچار نارساییهایی نظری – الهیاتی/متافیزیكی – بوده كه در میدان عمل اسیر استیت مدرن و بلكه سواریدهنده به آن شد.
🔹 چرا ؟
چونكه دعوای مذهب با سیاست را فقط در مقام مشروعیت تصویر میكرد و میپنداشت كه اگر شرع سیاسی شود(یعنی به مشروعیت خاستگاه سیاست بپردازد)، سیاست هم شرعی خواهد شد؛ حال آنكه سیاست با ولایت مشروع شد، اما چون شرع الگویی عملی برای قدرتورزی نداشت یا با الگوهای مدرن (استیتفرم) در تضاد بود (قبیلهفرم)، در عمل صرفا به مذهبمالی سیاستورزان استیتگرا دامن زد.
🔹 حال چه باید كرد؟
پیشنهاد میكند دوباره آن خوانش فاخر از مذهب را فرابخوانیم تا اینبار با تجربهی عملی پشت سر، مرز خود را با سیاست – خصوصا الگوی استیت – بشناسد و فراتر از مشروعیتبخشی به آن، با تكیه بر الگوی قبیلهفرم خود، به تعادل و توازن با آن و سپس تكامل جامعه برسد.
🔶 اما دخانچی فراتر از محتوایی كه در پسااسلامیسم ارائه میدهد، خود #فرمی_از_انقلابیگری است.
🔹 توجهی كه ما را به لزوم «تفكیك میان سیاست و مذهب» و «تصویر تضاد و تكامل میان آن دو» فرامیخواند، نه در نفی اسلام سیاسی و انقلاب اسلامی، بلكه تذكری به تمایز میان #سیرت با #صورت انقلاب یا همان دوگانهی انقلاب اسلامی و نظام اسلامی است؛ شخصیت حقیقی و حقوقی را یكی داشتن همانقدر خطای محاسباتی در پی دارد كه جسم و جان را یكی انگاشتن یا هریك را بهجای دیگری نشاندن.
🔶 از این دو مواجه با میلادهای امروز كه مولودهای انقلاب اسلامی هستند، چه كنیم و كدام را ترجیح و اولویت دهیم؟ فرم را یا محتوا؟ سیرت انقلاب با كدام میماند و صورتش با كدام اصلاح میشود؟!
امید فشندی
1401/02/13
حفاظت شده: تاملی در باب نیازها و اقتضائات پیشروی حلقه اندیشه کلامی(1)
/برای نمایش یافتن دیدگاهها رمز عبور را بنویسید./در فلسفه کلام انقلابی /توسط مهدی خداپرستآخرین نظرات
پربازدیدهای این ماه
ویژهنامهها
#برچسبها
آزاداندیشی آزادی آزادی اندیشه استثمار استراتژی های جهان کفر اسرائیل اندیشه اندیشه دینی انقلاب اسلامی ایده اصلاحی ایده فرهنگی ایده فرهنگی مادر تعریف آزاداندیشی جبهه دشمن حمیدرضا شب بویی ذهن جامعه رهبری روح توحید نفی عبودیت غیر خدا رژیم صهیونسیتی صهیونیسم فرهنگ فلسفه کلام فلسفه کلام انقلابی مبارزه مدرنیته هژمونی تمدن غرب پیشرفت کلام کلام انقلابی گفتمان سازی
الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وعَجّلفَرَجَهم