اندیشه توحیدی سرآغاز اندیشه های دیگر

#یادداشت
#مشخصات_اسلام
#اندیشه_توحیدی
#محمد_هادی_جوهری
#یادداشت_88
#جلسه_291

🔰اندیشه توحیدی سرآغاز اندیشه های دیگر🔰

اندیشه توحیدی از حیث جایگاهی در راس اندیشه ها و سرآغاز فکر هاست. اندیشه توحیدی، دریافت های مستقیم از کتاب و سنت می باشد و این دریافت مستقیم از کتاب و سنت سب قداست و ادبیات خاص آن می شود.
اندیشه توحیدی، محفل آغازگر فکر یک مسلمان می باشد. چرا که هویت یک مسلمان با آموزه های صریح دینی تعین پیدا می کند و فلذا تاملات شخصی مامنی برای شروع اندیشه نیست.
اساسا تیعن ها و تشخص های اولیه مکاتب در این لایه رقم می خورد.
اندیشه توحیدی، نگرش پایه در مورد حق تعالی و انسان می باشد. اندیشه توحیدی با نگاهی ژرف، همگرایی و وحدت جهان هستی را سعی بر نمایش دارد. و از حیث انسان شناسی نیز دارای تمام آرمان ها و آرزو های بشری می باشد.
در یک کلام اندیشه توحیدی، بهشت اندیشه است.

رویکرد هدف‌گرا در علوم

بسم الله الرحمن الرحیم
#یاداشت
#مشخصات_اسلام
#محسن_همت
#یادداشت_62
#جلسه_291

💠رویکرد هدف‌گرا در علوم

اگر به علوم انسانی و در امتداد آن به علوم پایه و فنی مهندسی با رویکرد هدف‌گرایی نگاه کنیم باید به ابر پروژه ای به نام «علت و غایت هستی» بپردازیم. این هدف باید خیلی قدرت داشته باشد که بتواند هر سه ساحت انسانی یعنی بینش، گرایش وکنش را آنهم به نحو فردی و اجتماعی سودهای کند.
خلاصه این که باید از تمام قیدهای تاریخی، جنسیتی، فرهنگی، جغرافیایی و … عبور کند. این هدف بسیار قاهر خواهد بود. و تمام شئون زندگی بشر را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
🔹انتخاب من
به گمانم هیچ چیزی به اندازه «نظریه سعادت» نمی تواند در این جایگاه قرار بگیرد. سعادت مفهومیست که می تواند همه افکار، گرایشات و رفتار را در تمام ساحت ها سو‌ دهی کند.
اگر ما همه انسان‌ها را دعوت به این می کردیم که «باید در پی سعادت واقعی» باشند شاید هر کسی به راحتی به خود جرات نمی داد که سرنوشت بشریت را به راحتی به سمت نظریات خود سوق دهد. چرا که باید احاطه ای واقعا محیط بر پدیده ای بنام «انسان» و جهان پیرامون آن وجود داشته باشد که بتوان لب به سخن گشود.
🔹خیال پردازی
اگر هدف در تمام علوم انسانی حوزوی حضور داشت و هر گزاره ای با هدف غایی سنجیده میشد چقدر چالش های اصلی و اولویت‌دار وجود داشت که الان نیست و چقدر نظام مسائل حوزه تغییر می کرد.

اندیشه اجتماعی، اندیشه دینی

#یادداشت
#مشخصات_اسلام
#اندیشه_اجتماعی
#محمد_هادی_جوهری
#یادداشت_89
#جلسه_291

🔰اندیشه اجتماعی، اندیشه دینی🔰

اندیشه اجتماعی یک اندیشه دینی است. یعنی معرفت دینی یکبار مستقیم از دل آیات و روایات استخراج می شود و یکبار با ضرب در تجربه بشری استخراج می شود. معرفت آمیخته به تجربه و تعقل بشری را اندیشه اجتماعی نامگذاری می کنیم.
اندیشه اجتماعی از حیث تقسیمات علوم در لایه علوم انسانی قرار دارد. ساحت علوم انسانی با الهام گیری و نگاه به عقل بشری و واقعیت هستی و اتکا به بستر های نظری خویش، به نظریه پردازی و اندیشه ورزی می پردازد و در نهایت با چکش خواری فراوان تبدیل به دانش های علوم انسانی می شود.
در فضای علوم انسانی اسلامی این اتکا نظری در پارادایم فکر دینی اسلامی رقم می خورد و لذا اندیشه ها در لایه فکر دینی قرار میگیرد.
لذا می توان ادعا کرد که اندیشه اجتماعی اساسا بسط و امتداد اندیشه توحیدی در بستر جامعه می باشد.
اندیشه اجتماعی به سبب اتصال به عقل و تجربه بشری از حیث ادبیاتی به زبان اجتماعی نزدیک می باشد.

نظام‌اندیشی و تقدم عقل بر نقل

#امید_فشندی
#یادداشت_171
#جلسه_291
#مشخصات_اسلام

📝 نظام‌اندیشی و تقدم عقل بر نقل

امروز مطرح شد که رویکرد نظام‌اندیشی بر استنباط [فقهی] خیلی مؤثر است و حتی می‌تواند یک سیاق فکری ایجاد کند که الهام‌بخشی‌های بسیاری داشته باشد.

این توصیف، کاملا به تقدم عقل بر نقل حتی در استنباطات فقهی می‌انجامد که گرچه در نگاه نخست می‌تواند به اجتهاد پویا و جامعه‌ساز یاری رساند، اما اگر نتوان حدومرز آن را مشخص کرد به‌راحتی می‌توان به وادی قیاس و استحسان و از این دست عقل‌گرایی‌ها افتاد.

حداقل در مورد نظام اندیشه‌ی اسلامی می‌توان گفت که کاملا کشفی و استنباطی است و در آیات و روایات به چنین چیزی تصریح نشده، پس پای عقل به میان می‌آید و آنگاه می‌خواهیم هر حکم را در نسبت با این نظام بسنجیم!

تقریر نظر شهید مطهری در مورد #برده_داری_در_اسلام و تأملاتی در این باب

#يادداشت
#مشخصات_اسلام
#عقيل_رضانسب
#يادداشت_195
#جلسه_291

💠 تقریر نظر شهید مطهری در مورد #برده_داری_در_اسلام و تأملاتی در این باب

در بحث نظام اندیشه به سه عنصر «اجزاء – رابطه – هدف» اشاره شد و بر عنصر «هدف» برای شکل گیری یک نظام اندیشه تأکید ویژه ای شد و نقش اصلی به «هدف» داده شد؛ یکی از مثال هایی که برای «اهمیت هدف» بیان شد بحث شهید مطهری در مورد نظام برده داری است؛
تحلیل شهید مطهری از بحث برده داری در اسلام این است که:

«اسلام در باب بردگى اولًا قانونى نياورده است كه بردگى را براى اجتماع لازم بداند، برنامه‏اى كه اسلام در مورد بردگان آورده است برنامه بردگى نيست بلكه برنامه آزادى است. … در خود قرآن راجع به برده‏گيرى حتى يك كلمه هم وجود ندارد كه از آن، امر يا تشويق به برده‏گيرى استفاده شود. … و فقط در سنّت هست و معلوم مى‏شود كه امرى است كه در درجه دوم است نه درجه اول»
مجموعه آثار شهيد مطهري (خاتميت)، ج‏29، ص: 521-519

«اسلام برده گرفتن را منحصراً در مورد اسيران جنگى مشروع مى‏داند و هدف از برده گرفتن بهره‏كشى از آنها نيست بلكه هدف اين است كه اجباراً مدتى در خانواده‏هاى مسلمان واقعى زندگى كنند و تربيت اسلامى بيابند و اين كار خود به خود به اسلام و تربيت اسلامى آنها منجر مى‏گردد. و در حقيقت دوران بندگى دالانى است كه بردگان از آزادى دوره كفر تا آزادى دوره اسلام طى مى‏كنند.»
مجموعه آثار شهيد مطهري (اصول فقه – فقه(كليات علوم اسلامى، ج 3))، ج‏20، ص: 108

«اساسا فلسفه بردگى در اسلام همين است نه بهره‏كشى اقتصادى. بردگى يعنى يك تدريس اجبارى، يك تربيتِ خواه‏ناخواه. اسم اين عمل چيست كه على بن ابى طالب با قنبرش به بازار مى‏رود، دو پيراهن مى‏خرد، نو را به او مى‏دهد كهنه را خودش انتخاب مى‏كند؟ زهراى مرضيّه با فِضّه خادمه‏اش طورى رفتار مى‏كند كه اين زن تا آخر عمر كه آزاد زيست مى‏كند دوران پر افتخارش همان دوران چند ساله‏اى است كه در خدمت زهرا بوده است.»
مجموعه آثار شهيد مطهري (فلسفه اخلاق)، ج‏22، ص: 459

«بردگى اگر از مقوله اقتصادى باشد غير قابل توجيه است؛ يعنى ملاك بردگى مسئله بهره‏كشى مادى باشد كه كسى به اين دليل برده كسى باشد كه اين بتواند از او بهره‏كشى كند، فلسفه‏اش فقط اين باشد. ولى اگر بردگى از مقولات آموزشى و پرورشى باشد يعنى يك جريان عملى اجبارى براى يك آموزش و پرورش اجبارى، آنهم فقط درباره اسيران جنگى نه درباره همه مردم، [قابل توجيه است.]»
مجموعه آثار شهيد مطهري (فلسفه تاريخ(1 – 4))، ج‏15، ص: 629

«آیا اينكه اسلام به حكم سنّت اجازه داده كه اسير را برده بگيريد، از راه مقابله به مثل است؟ اگر امروز ميان مسلمين و كفار- مثلًا اسرائيل- جنگ برقرار است آيا مسلمين مى‏توانند اسيران اسرائيلى را شرعاً برده خودشان قرار دهند؟ در صورتى كه اسرائيل اسراى مسلمين را برده نمى‏گيرد؟ بنا بر اين فرضيه، خير، يعنى ولىّ مسلمين حق ندارد اين راه را انتخاب كند، چون در وقتى مى‏توانستند از آنها برده بگيرند كه آنها هم برده مى‏گرفتند؛ آنها كه برده نمى‏گيرند اسلام مى‏گويد شما هم برده نگيريد.»
مجموعه آثار شهيد مطهري (خاتميت)، ج‏29، ص: 521

🔺همانطور که می بینیم ایشان چند عنصر را در بردگی در اسلام مهم می داند:
1. اسلام دعوت به برده داری نکرده است؛
2. هدف تربیتی است نه بهره کشی اقتصادی؛
3. فقط کسانی که در جنگ اسیر می شوند برده هستند؛
4. برده گیر در جنگ هم به دلیل مقابله به مثل است؛

🔹در پذیرش این تحلیل شهید مطهری تأملات جدی وجود دارد؛

اولاً این تصویر که فقط داشتن برده ای در جهان اسلام مجاز بود که از راه جنگ به بردگی گرفته شده باشد مخدوش است، به وضوح می بینیم که برده هایی که کاملاً معلوم است منشأ برده شدن آن ها جنگ نبوده است در جهان اسلام خرید و فروش میشده و هیچ منعی از این جهت وجود نداشته است.

ثانیاً این تصویر که برده می آید در خانواده یک مسلمان واقعی مثل امیرالمؤمنین و زهرا سلام الله علیهما تربیت می شود و بعد هم آزاد می شود یک تصویر رمانتیک است؛ وقتی شما مجوز برده داشتن را دادید مسلمان واقعی و غیر واقعی برده خواهند داشت، وقتی شما آن هم احکام تحقیر آمیزی در مورد برده ها دارید معلوم نیست که این حکم شما به یک پدیده تربیتی منجر شود و به بهره کشی اقتصادی نکشد، مخصوصاً اینکه طرف باید خرج برده را بدهد و قطعاً بیش از اون خرجی که می دهد از او کار خواهد کشید.
خیلی از مسلمانان از راه همین کنیزکان نازک بدن ایرانی و رومی فاسد شدند!

ثالثاً اینکه این قانون اسلام لغو شده است و امروز اگر با کفار بجنگیم و آن ها را اسیر کنیم ولی امر مجاز به گرفتن برده نیست، نیز ادعایی بدون دلیل است.

#مشخصات_اسلام

#یادداشت
#مشخصات_اسلام

#حامد_خواجه
#یادداشت_88
#جلسه_291

به خصیصه‌ها و ویژگی‌های شاخص می‌گوییم مختصات. خصیصه‌های شاخص یک اندیشه می‌شود مختصات آن اندیشه. وقتی مختصات یک اندیشه بیان می‌شود، به بسیاری از مشخصات و ویژگی‌ها‌ی آن اندیشه اشاره‌ای نمی‌شود؛ ولی خصیصه‌های کلیدی که تا حدودی متمایز کننده هم هستند، باید مطرح شود. اگر به تصویر بالا دقت کنید، از این شکلی که هنوز کامل نشده است به مثلث بودن شکل کامل آن پی‌می‌بریم ولو اینکه شامل جزئیات نیست و کامل نشده است.
همانگونه که مختصات بعضی از نقاط اصلی این شکل، طرح کلی آن را روشن کرد، مختصات یک اندیشه هم تصویری کلی از آن اندیشه ارائه می‌دهد. در واقع ما به آن ویژگی که برای ارائه تصویر کلی لازم است، مختصات می‌گوییم.

از آنجایی که مختصات ویژگی‌هایی است که کلیت یک اندیشه را بیان می‌کند، برای مقایسه دو اندیشه مختصات دو اندیشه بسیار کمک‌کننده است.

مختصات لزوما منحصر در یک اندیشه نیست و ممکن است بین چند اندیشه مختصات مشترک وجود داشته باشد در حالی که این اندیشه‌ها ضدیت زیادی با یکدیگر دارند و همچنین ممکن است دو اندیشه اشتراک مختصاتی نداشته باشند در حالی که ضدیتی هم با هم دیگر ندارند و برعکس به یکدیگر نزدیک هم هستند. این مجموع مختصات است که انحصار در یک اندیشه دارد.

#مکتب_حاج_قاسم

بسم الله الرحمن الرحیم
#یادداشت
#مشخصات_اسلام
#محمد_حسین_خانی
#یادداشت_84
#جلسه_291
#مکتب_حاج_قاسم
#مکتب_امام

حضرت آقا در نماز جمعه بعد از شهادت حاج قاسم می فرمایند:
… ما به حاج‌قاسم سلیمانی -شهید عزیز- و به ابومهدی -شهید عزیز- به چشم یک فرد نگاه نکنیم؛ به آنها به چشم یک مکتب نگاه کنیم. سردار شهید عزیز ما را با چشم یک مکتب ، یک راه، یک مدرسه‌ی درس‌آموز، با این چشم نگاه کنیم آن وقت اهمّیّت این قضیّه روشن خواهد شد.

بنده از همین جملات حضرت آقا مکتب را اینگونه میفهمم که مکتب

یک انتخاب است
یک راه است
یک سبک زندگی متفاوتی است
یک مدرسه ای است که اگر وارد آن شوی تربیت می شوی

حضرت آقا در پیام تسلیت شهید سلیمانی ،شهید سلیمانی را شاگرد برجسته مکتب امام خمینی معرفی می کنند.

یعنی حاج قاسم راه امام را انتخاب کرد

اما یک تفاوتی هست بین
#مکتب_امام_خمینی
و
#مکتب_حاج_قاسم

برای یک طلبه الگو مکتب امام است
و برای یک رزمنده حاج قاسم مکتب برتر است
این دو مکتب در طول هم هستند وهمه دنباله رو #مکتب_اسلام_ناب هستند.

◻️تاملاتی در باب اندیشه

بسم الله الرحمن الرحیم

#یادداشت
#مرتضی_قربانی
#یادداشت_44
#جلسه_290
#اندیشه
#رویکرد_وجودی

◻️تاملاتی در باب اندیشه

⁉️آیا اندیشه یک موجود است؟
آیا اندیشه نفس الامر دارد؟
اگر گفته شود که نفس الامر دارد پس قابلیت شهود دارد؟
سوال: چرا بعضی از اهل معنا و شهود ضعف در اندیشه دارند؟ به عبارت دیگر مثلا اندیشه‌ی اجتماعی ندارند و شاید بتوان گفت که متعلق شهود آنان مفاهیم فردی است و معانی اجتماعی مانند هویت یک فرهنگ یا تمدن متعلق شهود ایشان نیست در حالی که چنین فرهنگی یا اندیشه‌ای نفس الامر و باطن دارند.
در کل آیا چنین گفته میشود که با شهود می توان به اندیشه رسید یا این اندیشه است که شهودها را جهت می دهد و سبب می شود تا شهودی که از حقیقت رخ می دهد بحسب اندیشه متفاوت باشد. برای مثال عارفی که اندیشه اجتماعی دارد معانی اجتماعی را دریافت می کند و حقایق را به صورت نظام وار می فهمد اما عارفی که نگاه اجتماعی ندارد حقیقت پدیده‌ها رو نظام وار نمی بیند.

⁉️آیا نفس الامر نظام اقتصادی را می توان قبل داشتن مسئله و دغدغه شهود کرد؟

اساسا یک نظام که به صورت تدریجی کشف یا طراحی می‌شود به صورت دفعی حقیقت و نفس الامر دارد یعنی قبل کشف یا طراحی آن، به صورت تام، حقیقت علمی دارد و عارف با شهود آن حقیقت به نظام می رسد؟

⁉️آیا اساسا وقتی گفته می‌شود نظام، تمام بحث ما در عالم ماده است و در عالم ماده است که مطرح میشود نظام اقتصادی و … یعنی صحبت از نظام اقتصادی اقتضای عالم ماده است هر چند باطن آن در عوالم دیگر طور دیگریست.

⁉️اساسا نظام اقتصادی تولید می‌شود یا کشف می‌شود؟

در هر دو صورت باید نفس الامر و عین ثابته داشته باشد؟

⁉️آیا نظام اقتصادی از تعقل روابط حقایقی که شهود شده‌اند تولید یا کشف می شود؟

⁉️جایگاه عقل و شهود در کشف یا ایجاد انواع نظام‌ها چیست؟

رابطه‌ی الهام ایده اقتصادی و شهود حقیقت ایده اقتصادی چیست؟

نسبت وحی و شهود و الهام و رویای صادقه چیست؟

⁉️⁉️⁉️آیا شهود قلبی فقط اسمای الهی و حقیقت را دریافت می‌کنند و انواع نظام‌ها متعلق شهود قلبی نیستند. به عبارت دیگر شهود قانون نمی‌دهد، عقل قانون می‌دهد و فقط حقیقت آن قانون، شهود می‌شود؟

می شود یک قانون و نظامی به طور کامل و با تمام زوایا الهام شود اما خود قانون هیچ وقت شهود نشود، بلکه حقیقت و باطن آن شهود می شود.

⁉️⁉️⁉️کلا آیا قوانین در لایه‌ی شریعت اند و خود قوانین متعلق شهود نیستند بلکه باطن آنها متعلق شهود قلبی اند؟

⁉️آیا با شهود عین ثابته نظام اقتصادی می توان نظام اقتصادی رو توصیف و تدوین کرد؟

⁉️⁉️⁉️رویکرد علم است یا اندیشه؟

⁉️⁉️⁉️رویکرد‌های مختلف آیا عین ثابته دارند؟

⁉️⁉️آیا چنین می توان گفت که فلان عارف که رویکرد فرهنگی و تمدنی و حکومتی ندارد علت آن عدم شهود و کشف چنین رویکردی است؟

⁉️⁉️⁉️رابطه‌ی شهود و اندیشه و رویکرد چیست؟

⁉️رابطه‌ی اندیشه و عقل و رویکرد چیست؟

⁉️⁉️⁉️چه قوه‌ای و چه ابزاری حقیقت را تبدیل به شریعت می کند؟
کار عقل است؟
فقط کار خداست؟
در فرض اگر انسان کامل بتواند چنین کاری کند کیفیت آن به چه نحوی است؟

❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓❓

پیامبر ص فصل اخیر انسان های آخر الزمان

بسم الله الرحمن الرحیم
#یاداشت
#مشخصات_اسلام
#محسن_همت
#یادداشت_61
#جلسه_290

پیامبر ص فصل اخیر انسان های آخر الزمان

نکته اول:
انسان کامل مانند آیینه اى است که دو چهره دارد: در یک چهره آن اسما و صفات الهى, تجلى مى کند و حق سبحانه خود را در آن آیینه شهود مى کند و در چهره دیگر آن, عالم هستى را با تمام اوصاف و کمالات وجودى نشان مى دهد:
انسان کامل همچنان که آیینه حق نماست و خداى سبحان ذات خود را در آن مشاهده مى کند, آیینه شهود تمام عالم هستى نیز مى باشد.

نکته دوم:
ولایت, پیوند ناگسستنى با نظریه انسان کامل دارد, بلکه اخص خواص آن را تشکیل مى دهد و دیگر صفات وى همه وامدار همین ویژگى او هستند; حتى خلافت الهى از ثمرات ولایت است و در واقع انسان کامل با ولایت خویش است که از مبدأ فیّاض هستى و منشأ خیرات وجودى, فیض جویى و خیرطلبى مى کند و سپس این فیض او در قالب خلافت یا نبوت و رسالت ظاهر مى شود. لذا ولایت بیت الغزل عرفان اصیل و ناب اسلامى و به تعبیر سید حیدر آملى(ره). (ولایت, کمال اخیر حقیقى انسان است).

جمع دو نکته:
مفسرین در تفسیر آیه شریفه (انّا عرضنا الامانة على السموات و الارض و الجبال فأبین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان) احتمال هاى متعددى در باب چیستى این امانت الهى داده اند. برخى مفسران بر این عقیده اند که عرضه امانت در این آیه در معناى حقیقى خود به کار رفته است, نه معناى مجازى, و منظور از آسمان و زمین و کوه ها, اهل کوه ها و ملائکه در آسمان هستند. اما مهم ترین بحث در آیه شریفه, تعیین مصداق امانت است. مفسران در معناى امانت, سخن بسیار گفته اند. برخى آن را تکلیف دانسته, گروهى اختیار و آزادى و عده اى دیگر آن را عقل مى دانند که ملاک تکلیف است.
اما در تفسیر عرفانى بسیارى از اهل معرفت از جمله حضرت امام(ره), این امانت الهى همان مقام (ولایت مطلقه) است که تنها انسان کامل به صورتى تام و کامل این امانت الهى را بر دوش مى کشد.
این امانت در مشرب اهل عرفان, ولایت مطلقه است که غیر از انسان هیچ موجودى لایق آن نیست, و این ولایت مطلقه همان مقام فیض مقدّس است که در کتاب شریف با آیه (کل ّ شىءٍ هالک الّا وجهه) به آن اشاره مى شود.

 

فقط تصوری در من بوجود اومد ولی نمی تونم توضیح بدم

بحران هویت در طلاب و نسبت آن با غایت طلبگی

#یادداشت
#مشخصات_اسلام
#احمد_قوی
#یادداشت_68
#جلسه_290

🔵 بحران هویت در طلاب و نسبت آن با غایت طلبگی

نمی دانم شما هم تا به حال با طلبه های جوانی که دچار بحران هویت شده اند و نمی دانند به چه دردی میخورند روبرو شده اید یا نه؟
مع الاسف بنده با وجود ارتباطات نه چندان زیادی که در فضای طلبگی داشته ام با درصد قابل ملاحضه ای از طلاب جوان روبرو شده ام که حس سرخوردگی، بلاتکلیفی و بی خاصیتی کاملا ملموسی نسبت به طلبگی خودشان و حتی کل فضای حوزه داشته اند.
از برخی طلبه های کم سن و سال در بین اقوام و آشنایان دور گرفته (چون در بین آشنایان نزدیک ما اصلا هیچ اثری از آخوند پیدا نمیشه😉) تا طلبه های سطح یک برخی مدارس متوسط و معمولی تا طلبه های عجیب و غریبی که در مدرسه سطح 2 با آن ها بودیم و حتی برخی رفقای فارغ التحصیل دانشگاه که هم دوره ما بودند و با کلی انگیزه و امید به وادی طلبگی قدم گذاشته بودند ولی حالا…

🔸 خوب خیلی ها به فکر حل این مشکل هستند و نسخه های متعددی نیز آزمایش شده است. از مهارت آموزی گرفته تا تخصصی شدن و کلی اتفاق ریز و درشت دیگر که همه ی آن ها به طلبه می گوید تو نباید نا امید، سرخورده و بی هویت بشوی چرا که این همه عرصه برای حضور تو وجود دارد و تو می توانی مفید و بدرد بخورد باشی تا پیش جامعه و خانواده خود سرافکنده نشوی!

همه ی این ها اتفاقات خوبی است و ان شاء الله هرکدام به اندازه خود موثر باشند اما نمی دانم چرا از همان ابتدا هیچ وقت نسبت به این نسخه ها حس خوبی نداشتم و همواره تلاش می کردم که از این نسخه هایی که حس سرکاری بودن نسبت آن ها داشتم فرار کنم

به نظر می رسد همان طور که حضرت استاد به بیان ها و از زوایای مختلف این نکته را چندبار تذکر داده اند، آن چیزی که به یک فرد، جمع و حتی یک صنف مثل روحانیت هویت و شخصیت می دهد بیش از هر امری غایت و هدف آن فرد یا مجموعه است. غایت همان “مشهد” است که در تمام مسیر تابلویش جلوی چشم من حاضر است و خودش تعیین کننده تمام جزییات سفر. از زمان حرکت گرفته تا انتخاب جاده و محل های توقف و … همه ی این ها تابع هدفی است که هویت بخش به همه ی این حرکات و سکنات است و اساسا بدون حضور این هدف هیچ کدام از این اتفاقات رقم نخواهد خورد.

نمی دانم شاید ما در پشت کوه طلبگی کرده باشیم و در بقیه ی حوزه های علمیه این گونه نباشد. ولی من از ابتدای طلبگی تا همین الان حرف دندانگیریی از حلقوم مبارک حوزه ی علمیه در باب غایت و هدف طلبگی نشنیده ام!

درست برعکس کلمات نورانی که از حضرت امام و حضرت آقا در باب طلبگی و حوزه های علمیه خوانده ایم که همه اش از سنخ تعریف، تبیین و تصویرسازی از هدف طلبگی و بیان لوازم این هدف است. و شاید بتوان گفت دلیل این که ما معتقدیم که آینده حوزه چیزی جز مکتب امام نمی تواند باشد به همین دلیل است که در مکتب امام به شکل فوق العاده سختگیرانه ای روی غایت حوزه و آن چیزی که از حوزه انتظار می رود تمرکز شده است.

و اساسا گمان می کنم این که در تمام این سال ها حضرت آقا این قدر روی تحول حوزه تاکید کردند و حرص خوردند و حتی به جزییات وارد شدند ولی دیگران خیلی این دغدغه را تحویل نگرفتند به خاطر اختلاف در همین مساله هدف طلبگی است. آقا چیزی را هدف حوزه و طلبگی می دانند و دیگران امور دیگری را. فلذا می بینیم این مساله که سرنوشت ساز ترین مساله طلاب و حوزه های علمیه است در هیچ جای حوزه متولی ندارد و طبیعتا هیچ متن و ساعت درسی برای آن تعریف نشده و همه اش به ناخودآگاه و ارتکازات طلبه ها واگذار شده است و حد اکثر این است که در درس اخلاق طلبه را نصیحت می کنند که تو سرباز امام زمانی و باید خوب درس بخوانی و آدم بشوی!
البته شاید اینکه حوزه با گفتمان غالبی که امروز بر آن حاکم است این امر را مهمل گذاشته از جهاتی بد هم نباشد🧐
☘️

چهار تقریر از منظومه و نظام

#يادداشت
#مشخصات_اسلام
#عقيل_رضانسب
#يادداشت_194
#جلسه_290

💠 چهار تقریر از منظومه و نظام

1️⃣ خیلی ها این دو واژه را به جای هم دارند به کار می برند، یعنی هر دو را به معنای «اجزای مرتبط هدفمند» می دانند.

2️⃣ منظومه اعم از نظام است، یعنی هر منظومه متشکل از نظاماتی است، یعنی نظام «اجزای مرتبط هدفمند با موضوع خاص» است که هر نظام می شود یک جزئی که وقتی با نظامات دیگر در یک ارتباط هدفمندی قرار می گیرد؛ منظومه را شکل می دهند.

3️⃣ منظومه در بخش هدفمندی شُل تر از نظام است، یعنی منظومه اجزای مرتبط دارد و قاعدتاً هدفی نیز وجود دارد ولی آنچنانی که در نظام روی هدف تأکید وجود دارد در منظومه روی هدف تأکید وجود ندارد؛

4️⃣ منظومه و نظام هر دو به معنای «اجزای مرتبط هدفمند» هستند، منتها در منظومه بیشتر یک یک نظم تکوینی وجود دارد و عنصر هدفمندی برای همه تقریبا به صورت یکسانی قابل مشاهده است و بیشتر اکتشافی است. ولی نظام نظمش توسط کسی که ادعای نظام می کند شکل می گیرد، و عنصر هدفمندی با توجه به پارادایم فکری و فهم های کلی کسی که ادعای نظام می کند ممکن است متفاوت باشد، و بیشتر اختلاقی است.

🔹 معنای 1و4 را می پسندم و به نظرم معنای 4 متکامل معنای 1 است.

دعوای هلیا،

#یادداشت
#مشخصات_اسلام

#حامد_خواجه
#یادداشت_87
#جلسه_290

بعد از انتشار کلیپ دعوای هلیا، یادداشت‌ها و تحلیل‌ها متفاوتی از این رفتار بیرون منتشر شد؛ که این نشان از آن داشت که بسیاری از تحلیل‌گران از اوضاع بی‌خبر هستند. از این قبیل اتفاقات خیلی وقت پیش‌تر هم بوده است و منتهی این روز‌ها مردم همه دسترسی به رسانه و شبکه‌های اجتماعی دارند و به راحتی این اخبار پخش می‌شود و همه در جریان قرار می‌گیرند. و الا این‌گونه درگیر شدن‌ها و قمه و چاقو حمل‌کردن دختران چیزی نبوده است که تازگی داشته باشد و تا اینگونه یادداشت‌های تحلیلی و جامعه‌شناختی و روانشناختی بنویسند. و یا اینکه نیرو انتظامی و دادستانی سرعت عمل‌شان را به رخ بکشند. نهایتا سن این نوع بزهکاری پایین‌تر آمده است،‌ همانگونه که سن دیگر بزهکاری‌ها پایین آمده است.

این کلیپ دو نکته برای من داشت؛ یک این که انتشار سریع و وسیع این کلیپ بسیار ضربه بزرگی به ‌نوجوانان، به خصوص دختران نوجوان داشت. اینکه دختران نوجوان احساس کنند پس باید آن‌ها هم اینگونه باشند. آن‌ها هم باید خوی مردانه و پسرانه داشته باشند و آن‌ها هم باید اهل دعوا و قمه و چاقوکشی باشند.
نکته دوم که از قبل هم ذهن من را به خود درگیر کرده بود و با دیدن این کلیپ بیشتر شد؛‌ انفعالی است که در اطرافیان آن نزاع دیده می‌شد. همه گوشی به دست از این درگیری فیلم می‌گرفتند و کسی اصلا هیچ واکنشی از خود نشان نمی‌داد. کسی اصلا فکر هم نمی کرد که باید با ورود به این درگیری، نزاع را پایان دهد. این انفعال در جامعه به شدت رشد کرده است و نه فقط نسبت این چنین درگیری‌ها بلکه در اکثر رخداد‌های اطراف، مردم منفعال هستند و کاری ندارند که چه اتفاقی افتاده است و یا در حال افتادن است؛ اصلا کاری ندارند که به مظلومی ظلم می‌شود و اینکه وظیفه دارند از ظلم جلوگیری کنند؛ منظورم افراد لاابالی نیست، مردم دین‌دار و متدیّن از کنار ظلم‌ها به راحتی آب خوردن عبور می‌کنند.

اصطلاحات فتوتی

بسم الله الرحمن الرحیم
#یادداشت
#محمد_حسن_زاده
#اصطلاحات
#یادداشت_103
#جلسه_290

✨اصطلاحات فتوتی

🔰اندیشه توحیدی:
• کلام انقلابی
• مبانی
• دریافت های مستقیم از کتاب و سنت
• قدسی و کلان است
• منبع قواعد ماست- مکتب در این ساحت معرفی می شود
• – آغاز فکر یک مسلمان از ایجاست
• هویت معرفتی مسلمان اینجا شکل میگرید
• نقطع آغاز اندیشه توحیدی:
○ توحید= لا اله الا الله
• فهم باید در پرتو اندیشه توحید و در امتداد ان انجام شود
• این اندیشه امیخته به حیات بشر است و اجتماعی و فرا زمانی است

🔰اندیشه اجتماعی:
• مکتب سیاسی امام
• ایده مادر
• اندیشه ی اجتماعی از یک ایده مادر برخوردار است و دسته ای ایده های تمدنی در عمده ترین حوزه های حیات انقلابی تمدن گرای امروزمان
• ایده مادر قلب اندیشه اجتماعی است و تمام توصیه های بعدی را پشتیبانی میکند
• از ادبیاتی نزدیکتر به ذهن و زبان اجتماعی برخوردار است
• در این ساحت با غیر موحدین هم اشتراکاتی داریم لذا با این زبان با غیر موحدین هم میشود تخاطب کرد.

• اندیشه اجتماعی امروز ما به شدت برگرفته از مدرسه معرفتی امام و بازتاب تجربه و زیسته شکوهمند امروزمان( انقلاب اسلامی ابران) است که نام آن را مکتب سیاسی امام میگذاریم.

🔰اندیشه راهبردی:
• طرح راهبردی انقلاب
• اندیشه اقدام
• ایده های تمدنی
• طرح امروز- متناسب با مقتضیات روز- مکان و زمان. مثل:
§ ارتش بیست میلیونی
§ تدوین قانون اساسی
§ دعوت به تشکیل حزب جهانی مستضعفین

ادبیات نظام اندیشه

#یادداشت
#حمیدرضاشب_بویی
#جلسه_290
#یادداشت_79
#روش_شناسی_فهم 1

با توجه به اینکه در سیر دریافت مشخصات اسلام شهید مطهری تا حدودی وارد وادی تولید ادبیات نظام اندیشه از باب اینکه تقریبا وادی رها شده ای است، شدیم لذا به نظر می آید باید در این مسیر دقت هایی به خرج داد تا به تحیر این صحنه افزوده نشود و رفع این آشفتگی را تا حدودی نتیجه دهد.
از این رو سعی بر این داشتم قدری به مباحث روش شناسی تولید ادبیات تخصصی سری زده و مباحث این نگاه را تا حد ممکن تقریر کنم.
با نگاه به مباحث موجود آنچه که به نظرم از همه دقیق تر و کارآمد تر آمد مباحثی است که «حسن عباسی» ذیل موضوع دیرین‌شناسی فهم مطرح می کند.
در این جلسه دو ساعته که سعی شد کامل استماع گردد، ایشان قائل است وقتی یک مفهوم فراگیر می شود چهار پروسه را طی کرده و به فراگیری رسیده است لذا برای قرائت این مفهوم و به ادبیات کشاندن آن گزاره ها باید به هر چهار وادی دقت ویژه داشت:
1. اتیمولوژی | ریشه‌شناسی | Etymology
2. ترمینولوژی | مفهوم‌شناسی | Terminology
3. متدولوژی | روش‌شناسی | Methodology
4. اپیدمیولوژی | فراگیرسازی‌شناسی | Epidemiology

فرآیند چهارگانه‌ی 1 فراگیرسازی‌شناسی، 2 روش‌شناسی، 3 مفهوم‌شناسی و 4 ریشه‌شناسی فهم ما را شکل و سازمان می‌دهد.
در حوزه علوم انسانی در سازو کارهای معرفتی خصوصا برای فهم باید ریشه و مفهوم یک واژه را بشناسیم و ببینیم در طول بازه تاریخی اش چه فراز و فرودهایی داشته است و به روش امروزش اشراف داشته باشیم و چگونگی فراگیر کردن ان هم بشناسیم

مطلق آنچه که عموما در دانشگاه‌ها‌ تدریس می شود، پزشکی، علوم طبیعی، علوم پایه، فنی مهندسی و علوم انسانی چه در دنیا و خصوصا در ایران در لایه سوم است یعنی متدولوژی است.
بعد مثلا در اقتصاد وقتی Economy را بررسی می کنید می بینید اساسا معنای اقتصاد نمیدهد که وقتی امام سجاد اقتصاد را به کار می برد در ترجمه اعتدال برایش یاد می کنند. این تطبیق زمانی شکل می گیرد که چهار لایه طی نمی شود.
هم‌چنین بایولوژی را ترجمه کرده‌اند زیست شناسی، در صورتی که بایولوژی دعوای روشهای داروینی را دارد و این تطبیق‌ها در تمامی فهم ها اثر گذار بوده است.
در فلسفه علم غرب، 110 ساله که گفته می شود که علم چیزی نیست جز روش شناسی.
کسی خوب می فهمد که در دامنه مفهومی و زبانی حوزه معرفتی خودش از ریشه مفهوم شروع کند و یا حداقل از ترمینولوژی شروع کند(اتیمولوژی قدری دشوار است و کار هرکسی نیست)، یعنی در سطح علمی متوسط می بایست اهل ترمینولوژی بود تا کار به انحراف کشیده نشود(یک اصل است)
عملا در انحراف این مسیر ممکن است یک سنت غلط معرفتی به سنت فهم یک قوم در بیاید که در این صورت امتناع تفکر شکل می گیرد(مردم دچار انحطاط تفکر می شود)
و مثلا ممکن است چند صد سال بگذرد و این قوم هیچ فکر بلند و افق گسترده ای از آنها سر نزند

در ادامه یادداشت های قبل می خواهم عرض کنم که ورود به فهم مفاهیمی چون منظومه، نظام، مشخصات و مختصات، می بایست از یک مسیر دقیق و درست حرکت کنیم و سعی کنیم در آن انحطاط فکری که اشاره شد قرار نگیریم.
چه بسا اکنون اگر بتوانیم این مسیر را به دقت طی کنیم یک گشایش معرفتی برای قومی ایجاد شود که تا قبل از ما همه در یک امتناع فکری افتاده و نتوانسته بودند افق گشایی جدی داشته باشند.
به فرض مثال در بحث شناخت معنای منظومه، به کتاب معجم مقاییس اللغة رجوع کردم تا متوجه شوم این منظومه و نظام چه ریشه ی مفهومی در عرب زبانان دارد:
النون و الظاء و الميم: أصلٌ يدلُّ على تأليف شي‏ءٍ و تأليفه، در علم لغت به اشاره به اینگونه معنای حرفی و هجایب، گوهر معنا می گویند، کارکرد گوهر معنا این است که در تمامی اشتقاقاتی که از این سه حرف به وجود می اید یک لایه ای از این معنا که اشاره شد، وجود دارد لذا هم نظام و هم منظومه این گوهر معنا را دارند.
حتی درباره منظومه نیز گفته اند:
• و النَّظْمُ من الأرْضِ: ما كانَ من غُدْرَانٍ صِغَارٍ وَصَلَ بَعْضُها إلى بَعْضٍ فصارتْ مَنْظُوْمَة
این معنا اینگونه نشان می دهد که منظومه عملا به معنای رسیدن چند آبگیر به هم و تبدیل به رودخانه شدن است.
به نظر می آید منظومه شمسی هم وقتی مطرح می شود قاعدتا اینگونه معنا در دل آن نهفته است یعنی اینکه یک حرکت هماهنگ و یک دست با اینکه همان حرکت در جزء جزء آن هم دیده می شود و شاید این حرکت را به سوگیری تعبیر کنیم
لذا در منظومه ما به دنبال این هستیم که در تک تک جزءهای منظومه سوگیری را کشف کنیم و این سوگیری را به صورت یک دست و هماهنگ در حدی که یک واحد تشکیل شود نشان دهیم.

تاثیر مشخصات اسلام در فقاهت

بسم الله الرحمن الرحیم
#یادداشت
#مشخصات_اسلام
#محمد_حسین_خانی
#یادداشت_83
#جلسه_290

🔰تاثیر مشخصات اسلام در فقاهت

همانطور که اجتهاد یک عالم روستایی بوی روستا میدهد و اجتهاد عالم شهری بوی شهر قطعا پیش فرض های که این دو فرد دارند نیز در روند فقاهتشان تاثیر دارد

مولفه های اسلامی مشخص است
یا با ادبیاتی دیگر مکتب اسلام واحد است اما تقریر ها و رو یکرد های بسیاری از این مکتب شده ونتیجه این تفاوت ها فرقه ها و گروه های مختلف اسلامی از حزب الله و جمهوری اسلامی تا القاعده و داعش و….

یکی از عواملی که باعث تغییر در تفقه می شود فهم و تعریف فرد از اسلام است
قطعا اگر به یک
عارف
فقیه
فیلسوف
اصولی
مفسر
ادیب
شاعر
یک سوال بپرسیم وآن اینکه اسلام چیست؟
مشخصات اسلام را بیان کنید؟
قطعا جواب این 7 بزرگوار مثل هم نیست چرا چون هر کدام اسلام را از دریچه نگاه خود دیده اند و درجه اهمیت گزاره های اسلامی نزد هرکدامشان متفاوت است.
لذا به نظر می رسد یک عالم قبل از افتاء باید این منظومه را در نزد خود مشخص کند و از کامل بودن آن اطمینان حاصل کند

به نظرم ایده استاد درباره شبکه مشخصات اسلام ایده جالبی است
هرکسی بیاید و در چند جلسه منظومه فکر اسلامی خویش را بیان کند در این برنامه تمام مردم بعد از شنیدن تقریر ها به تنهایی تشخیص انتخاب تقریر برتر را دارند.

حق سبحانه چیزی جز #انسان خلق نکرده است.

#یادداشت
#مقام_مردم
#سید_مصطفی_مدرس
#یادداشت_89
#جلسه_289

🔰انسان تنها مخلوق الهی

حق سبحانه چیزی جز #انسان خلق نکرده است.
انسان
یا انسان کامل است
یا انسان صغیر است
یا انسان مکتوب است
یا انسان کبیر است.

فلذا موضوع دین، چیزی جز انسان نیست. افراز زندگی از انسان یعنی انسان را از هویت انسانی خالی کردن است. به همین دلیل اساسا این پرسش که موضوع دین انسان است یا زندگی بلاوجه است.

صد البته مسئله ای هست و آن هم اینکه انسان را بایستی در متن زیست اش دید. انسان را بایستی در وضع و هیئت زندگی اش رصد کرد و الا تلقی تامی از انسان حاصل نخواهد شد.

نسبت فقه، شریعت و زندگی

#یادداشت
#مقام_مردم
#سید_مصطفی_مدرس
#یادداشت_90
#جلسه_289

🔰نسبت فقه، شریعت و زندگی
شریعت به معنای لایه احکام دین نظر به تمامی زیست و حیات انسانی دارد چرا که اگر نظر نداشته باشد نقض غرض خواهد بود. از آن رو که غایت هدایت و سعادت انسان است و زندگی انسان در هویت انسانی انسان مندمج است.

اما آیا فقه هم موضوعش زندگی بوده است؟
موضوع فقه نوعا اینگونه بیان می شده است:

“فعل المكلف ثبوتا أو سلبا من حيث إنه مكلف”

در انظار عمدتا مکلف فردی مد نظر بوده است یعنی رویکرد اجتماعی یا نبوده یا اگر هم بوده منحصر به احکام در مقام روابط اجتماعی بوده است.

اما فقه یک دانش دست ساخت انسانی است اگر منبع فقه قرآن و سنت است اما به هر حال محصول اراده تاریخی فقهاست. از این رو نیز میتوان گفت امعان شایسته و بایسته ای فقه به انسان در متن زیست او که ابعاد اجتماعی تاریخی تمدنی دارد نداشته اند.

این البته شاید از نظرگاه دیگری قابل اصطیاد باشد و آن هم بررسی رابطه #فرهنگ و #اجتهاد هست.

شهید مطهری طرح بحثی دارند که اجتهاد فقیه دهاتی بوی دهات میدهد و اجتهاد شهری بوی شهر!!!

بسته به اینکه جهان فکری فرهنگی یک فقیه اتساع پیدا کرده باشد، اجتهاد فقیه هم در همین حد افق آفرین و راه گشا و گشوده نسبت به گستره و وسعت حیات انسانی خواهد بود.

احساس میکنم اساسا نقش ادبیات را در تفهیم و تفاهم منکر شده اید

بسم الله الرحمن الرحیم
#یادداشت
#محمد_حسن_زاده
#یادداشت_101
#جلسه_289

🔰احساس میکنم اساسا نقش ادبیات را در تفهیم و تفاهم منکر شده اید. حداقل کارکرد شناخت صحیح ادبیات و واژگان این است که کامل افراد دیگر را به درستی بفهمید و آن را بپذیرید یا به درستی نقدش کنید و در مقابل، بتوانید افکار و نظرات خود را بدرستی به دیگران منتقل کنید و آنان را اقناع کنید.
بدون تعریف صحیحی از لغات و اصطلاحات پر کاربرد چگونه میتوانید در جهان اندیشه ای انسان ها زیست کنید و خطا نکنید؟
این واژگان که همه در حیطه واژگان غربی نیستند. لکن آنها که هستند را نیز لازم است به درستی بشناسید تا مرتکب خطا و اشتباه درفهم و قضاوت یا انتقال اندیشه خود نشوید.

✨از جمله نکات بسیار خوبی مرحوم علامه مصباح ره در مناطراتشان رعایت میکردند این بود که در ابتدای بحث تعریف صحیح واژگان و اصطلاحات محل نزاع را به خوبی تبییپ میکردند تا بر سر مشترکات لفظی عوای های طولانی شکل نگیرد. خود این کار ۵۰ درصد دعوا را حل میکرد.

درباره ادبیات مشخصات، قدری در ابتدای پنج رویکرد مادر بحث شده است.

#یادداشت
#حمیدرضاشب_بویی
#جلسه_289
#یادداشت_78
#طرح_سوال

درباره ادبیات مشخصات، قدری در ابتدای پنج رویکرد مادر بحث شده است.
انچه که در انجا امده این است که مشخصات یک اندیشه، از ادبیات هندسی امده و عملا یک تصویر کلی را میدهد اما سرفصل ها در ان روشن نیست.
مثالی که زده شده این است که مثلا نظام تربیتی یکی از مشخصات میتواند باشد اما توحیدی بودن سرفصل است نه مشخصه.

با گفتگو و مباحثه ای که با دوستان در این باره شد به نظر می آید باید قدری راجع به این ادبیات هندسی بیشتر بحث گردد که اگر با ادبیات هندسی تصویر کلی یک اندیشه روشن نگردد به چه موانع ذهنی بر خواهیم خورد یا اینکه تمایز مشخصات چه ثمراتی دارد که تمایز سرفصل های یک اندیشه نمیتواند برساند.

نظام‌مندی و غایت‌گرایی

#امید_فشندی
#یادداشت_170
#جلسه_289
#مشخصات_اسلام

💠 نظام‌مندی و غایت‌گرایی

حضرت استاد در جلسه 289 فرمودند كه نظام‌مندی یك نظام به هدف‌داری و غایت‌گرایی آن بستگی دارد؛ هرقدر كه هدف در تمام اركان نظام دمانده شود، نظم و انسجام و سایر ویژگی‌های یك نظام در تمام هویت آن سازه‌ی فكری می‌دود.

البته در قوس نزول و ساخت تكوینی هستی جز این این نیست؛ اما در قوس صعود و حركت اختیاری و اجتماعی انسان كه ساحات و ابعاد تركیبی گوناگونی دارد، چه؟