نوشتهها
س
/0 دیدگاه /در ایده فرهنگی مادر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییس
/2 دیدگاه /در ایده فرهنگی مادر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییس
/0 دیدگاه /در ایده فرهنگی مادر /توسط حمیدرضا شب بوییس
/0 دیدگاه /در ایده فرهنگی مادر, راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییت
/0 دیدگاه /در یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بوییر
/0 دیدگاه /در راهبردهای جهان کفر, یادداشتها /توسط حمیدرضا شب بویی✨تدبری حول آیه ۱۸ سوره زمر- فطری بودن آزاد اندیشی
/0 دیدگاه /در آزاداندیشی, آزادی, یادداشتها /توسط محمد حسن زاده🔸طبق آیه «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا» در میابیم که دین الهی فطری است و خداوند متعال جز به فطرت، انسان را دعوت نمی کند. تمام آموزه های الهی مبتنی بر فطرت ناب انسان است و اگر آموزه ای با انسانی سازگار نیست به این جهت است که فطرت او پوشیده شده است.
❇️در آیه شریفه 18 سوره زمر خداوند متعال میفرماید: «الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ»
در این آیه شریفه خداوند متعال به شنیدن سخنان مختلف و تبعیت از احسن آنها که بیانی از آزاد اندیشی است امر فرموده است. لذا می توان این آیه را شاهدی بر فطری بودن آزاد اندیشی دانست.
❇️در ادامه آیه نیز این افراد که آزاداندیشانه از حق پیروی میکنند را شامل هدایت الهی دانسته و صاحبان عقل را منحصر در این گروه آزاد اندیش کرده است که اینها نیز دلیلی است بر اینکه آزاد اندیشی، انسان را به فطرت و به هدایت الهی بازمی گرداند.
ق
/0 دیدگاه /در آزاداندیشی, راهبردهای جهان کفر /توسط حمیدرضا شب بوییتقلید در آزاداندیشی
/0 دیدگاه /در آزاداندیشی /توسط حامد خواجهوقتی میگوییم آزادی وصفی برای اندیشیدن است، یعنی در اندیشیدن آزاد هستی، آیا آزاد هستی که در اندیشیدن تقلید کنی؟
این هم که بخواهیم اندیشهای را مقلدانه قبول کنیم، میتوان با وصف آزادی تامین کرد؟ به هر حال اگر سخن از آزادی است، تقلید در اندیشه هم باید در آن جای گیرد!
در اینجا شاید نتوان تقلید را ذیل آزاداندیشی قرار داد؛ شاید بتوان با وصف آزادی پای تقلید را به میان کشید که البته در آن هم اشکال است، ولی وقتی آزادی به اندیشیدن قید میخورد، دیگر نمیتوان تقلید را در آن راه داد، تقلید دیگر اندیشیدن نیست بلکه تا قبل از تقلید امکان اندیشیدن وجود دارد و اتفاقا اگر بخواهیم آزادانه بیاندیشیم، باید از تقلید دوری کنیم.
محدودیت عقیده، آزاداندیشی است
/0 دیدگاه /در آزاداندیشی /توسط حامد خواجهمنع آزادی عقیده، تقویت آزاداندیشی است. اینکه عقیده را آزادنگذاریم و در عقیده آزادی نداشته باشیم، در واقع در راستای آزادی اندیشه قدم برداشته ایم.
منشاء عقیده معمولا چیست؟ معمولا عقیده ناشی از تفکر و اندیشه نیست، بلکه عقیدههای بشری معمولا ناشی از عادت، تقلید، تعصب است. و همینها هستند که مانع آزادی اندیشه و محدود کننده اندیشه هستند. یکی از جنبههای که مانع تحقق آزاداندیشی است، همین تعصبها، عادتها، و تقلیدها است.
پس هر عقیدهاى ناشى از تفکر نیست و چه بسیاری انسانهایی که به خاطر تقلید به آن عقیدهای چسبیدهاند، نه از روی تفکر. عقیدههای تلقینی و تقلیدی، زنجیری است که وهم بر دست و پا میبندد، و آزادی در اینگونه عقاید، راه را برای اسارت باز کردن است، نه آزادی. در واقع با آزادی عقیده میدان را بر آزادی اندیشه میبندیم. از قضا آزادی در مبارزهی با اینگونه عقاید است.
همانگونه که شهید مطهری میفرمایند، حضرت ابراهیم با محدود کردن عقیده، در واقع آزادی اندیشه را تقویت کردند و زمینه آزادی اندیشه و فکر را فراهم کردند. حضرت ابراهیم خلیل قصد بازگرداندن آزادی را داشتند که دست به شکستن بتها زدند، میخواستند که بشر را از اسارت عقیدهها آزاد کنند تا با آزاداندیشی و تفکر آزاد دست به انتخاب درست بزنند.
امّا شناسایی مرز میان عقیده و اندیشه کاری بس دشوار است، چرا که عقیده شباهت زیادی به اتخاذ اندیشه دارد. این تفکیک کار بسیار سخت و دقیقی است. تشخیص مرز تعادل میان تحجر و آزاداندیشی کار سختی است که نیازمند مجاهدت است.
آزاداندیشی؛ دعوت انبیا
/0 دیدگاه /در آزاداندیشی /توسط سیدمرتضی شرافتمقدمه
در جلسه دوازدهم آزاداندیشی این مسئله مطرح شد که آیا می توان آزاداندیشی را طوری تعریف کرد که عین تعبد و بندگی باشد؟ یعنی اساسا تنها دعوت ما آزاداندیشی باشد. و اگر کسی واقعا آزاداندیش باشد، در مسیر هدایت است.
برخی دوستان یک مقدار مخالفت می کردند. نظر این بزرگواران این بود که آزاداندیشی نسبت به این موضوع ساکت است. یک نفر می تواند آزاداندیش باشد، ولی مسیر حق را پیدا نکند و آزاداندیشی او را به مسیر دیگری ببرد.
اما به نظر می آید اگر بر تعریف دقیق آزاداندیشی اصرار بیشتری بورزیم، توقعات ما از آزاداندیشی خیلی بالاتر می رود. آن وقت شاید دور از انتظار نباشد که بگوییم اساسا دعوت انبیا به آزاداندیشی بوده است.
آزاداندیشی از دو بال اندیشه و آزادی تشکیل شده است. از این جهت اگر هر کدام از این دو بال از دست برود، آزاداندیشی محقق نمی شود.
اما برای تحقق این دو مورد، باید اندیشه و آزادی را بررسی کرد. این که هر کدام چه معنایی دارند و چه آثاری بر آزاداندیشی دارند.
معنای اندیشه
اندیشه معنایی نزدیک به تفکر و تعقل دارد. یعنی به کار گرفتن عقل و فکر. یعنی کشف حقایق و واقعیت ها. یعنی حرکت از مجهولات به سمت معلومات. اساسا اندیشه برای این است که ما به واقعیت و حقیقت عالم پی ببریم. یعنی این که توهم و تخیل معیار نشود. اندیشه یعنی کشف حقیقت.
آزادی اندیشه
آزادی اندیشه یعنی، رهایی از همه موانع کشف حقیقت. آزادی از هر چیزی که نمی گذارد انسان متفکر باشد.
اگر آزاداندیشی را این چنین تصویر کنیم، حقیقتا آزاداندیشی عین حق خواهی است. و این دقیقا همان خواسته انبیا است که لیثیروا لهم دفائن العقول.
آخرین نظرات
پربازدیدهای این ماه
ویژهنامهها
#برچسبها
آزاداندیشی آزادی آزادی اندیشه استثمار استراتژی های جهان کفر اسرائیل اندیشه اندیشه دینی انقلاب اسلامی ایده اصلاحی ایده فرهنگی ایده فرهنگی مادر تعریف آزاداندیشی جبهه دشمن حمیدرضا شب بویی ذهن جامعه رهبری روح توحید نفی عبودیت غیر خدا رژیم صهیونسیتی صهیونیسم فرهنگ فلسفه کلام فلسفه کلام انقلابی مبارزه مدرنیته هژمونی تمدن غرب پیشرفت کلام کلام انقلابی گفتمان سازی
الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍ وعَجّلفَرَجَهم