تشتت و واگرایی صحنه فرهنگ

فرهنگ یک مفهوم گسترده‌ایست که شامل ارزش‌های اجتماعی و هنجار‌های موجود در جامعه می شود. فرهنگ شامل دانش، باورها، هنرها، قوانین، آداب و رسوم، اخلاق و عادات جامعه می‌شود.
سوالی که در صدد پاسخ به آن هستیم، این است که علت ضعف و ناکارآمدی فرهنگی در کشور چیست؟ آیا فرهنگ در جمهوری اسلامی، بودجه ندارد؟ سازمان و نهاد ندارد؟ نیروی انسانی ندارد؟ فعال ندارد؟ اندیشمند و طراح ندارد؟ و یا مشکل چیز دیگری است؟ مثلا شاید امر فرهنگ در کشور، ساختار و سخت افزار ندارد. هدف مشخص ندارد. سمت و سو ندارد. مشکل کجاست؟

یکی از مشکلات تشتت و تعدد نهادهای فرهنگی بدون وضوح نسبت آنها باهم، موازی کاری آنها، عدم مشخص بودن نهاد بالادستی و پایین دستی و… است. در حال حاضر حوزه علمیه خودش از جهتی نهاد فرهنگی است. سازمان تبلیغات نهاد فرهنگی است. مسجد، کانون، هیئت و نمازجمعه نهادهای فرهنگی هستند. نهادهایی مثل بنیاد مستضعفین، بنیاد کرامت، سپاه، بسیج هم بسیاری از فعالیتش فرهنگی است. صداوسیما یک سازمان فرهنگی است. چند وزارت خانه فرهنگی هستند مثل وزارت فرهنگ و ارشاد و وزارت ورزش و جوانان و غیره. همچنین در کشور نهادهایی وجود دارد که در فرهنگ موثر هستند مانند شهرداری و اوقاف و …
شورا و نهاد بالادستی اینها کیست؟ بعضی نهادها مستقیما ذیل رهبری بعضی ذیل دولت بعضی مردم پایه، بعضی در ظاهر ذیل رهبری یا دولت هستند ولی به معنای واقعی ذیل آنها نیست بلکه بیشتر مستقل هستند مثل حوزه علمیه یا هیئات و مساجد و غیره.

هر کدام این نهادها، به بخش های مختلف فرهنگی می پردازند. مثلا در امر تبلیغ، امروزه هم سازمان تبلیغات، کار تبلیغی می کند و در مکان های مختلف مبلغ می فرستد. هم حوزه علمیه، هم اوقاف هم سپاه و هم بعضی نهادهای دولتی. آیا این نهادها از وضع هم خبر دارند؟
اکثر نهادها در بسیاری از عرصه ها مشغول فعالیت های موازی بدون هیچگونه نظارت و همپوشانی و هم افزایی هستند. حتی میان اساتید و اندیشمندان فرهنگی هم هم افزایی و فعالیت مشترکی دیده نمی شود.
گرچه این مشکل واگرایی فعالان و نهادها، منحصر در مسأله فرهنگ نیست. وضع عرصه های دیگر کشور هم تفاوت چندانی با وضعیت فرهنگ ندارند.
ادامه دارد…

معنای فرهنگ در سخنرانی 06-06-1400 رهبری

در یادداشت قبل عرض کردم که فرهنگ در دو معنا استعمال می شود، فرهنگ عام و فرهنگ خاص. توضیح دادم که فرهنگ به معنای خاص است که قسیم سیاست و اقتصاد است. در این معنا فرهنگ جنس قسمتی از فعالیت های اجتماعی را مشخص میکند لذا در اینجا بیشتر از ترکیب «کار فرهنگی» استفاده میشود لکن فرهنگ عام فرهنگی است که به عنوان یک رویکرد در نظر گرفته میشود، نه جنس فعالیت های خاصی که قسیم اقتصاد و سیاست باشد. بلکه رویکردی است که در میتواند بر بسیاری از فعالیت ها حاکم باشد.

لذا در سخنرانی 06-06-1400 با توجه به قرائن متصل در کلمات مقام معظم رهبری، به نظر می رسد منظور ایشان از «فرهنگ» در «تحول ساختار فرهنگ»، فرهنگ به معنای خاص است. زیرا ایشان ابتدائا مسائل کشور را اولویت بندی میکنند و اولویت اول را اقتصاد و اولویت دوم را فرهنگ معرفی می کنند و بعد به توضیح هریک از این اولویت ها و کاری که باید در رابطه با آن انجام شود می پردازند.
می فرمایند: « اولویّتهایی هم در کار کشور هست که من یک اشاره‌ای میکنم که این اولویّتها را بایستی به اولویّت بودنش توجّه داشت و دنبال کرد، که شاید مهم‌ترینش مسئله‌ی اقتصاد است و بعد مسئله‌ی فرهنگ و رسانه و علم است که اینها اولویّتهای اساسی کشور است.»
و بعد در توضیح اولویت فرهنگ می فرمایند: « در مسئله‌ی فرهنگ و رسانه، به گمان بنده، ساختار فرهنگی کشور نیاز به یک بازسازی انقلابی دارد.»

تقسیم مسائل کشور به اقتصادی و فرهنگی نشانه این است که ایشان فرهنگ به معنای خاص را در اینجا اراده کرده اند. از طرفی عطف فرهنگ به رسانه و علم نیز نشانه دیگری بر این است که فرهنگ به معنای خاص مراد است. از طرفی به تحول ساختار فرهنگی اشاره دارند که متولی تحول ساختار فرهنگی به معنای خاص می تواند دولت محترم باشد. والا در فرهنگ به معنای عام مجموعه ای از سازمان ها و غیر سازمان ها دخیلند، هرچند که دولت نیز دخیل است. لذا این نیز می تواند مویدی بر این نکته باشد که فرهنگ به معنای خاص مراد است( هرچند قابل خدشه است.)
لذا از مجموعه این قرائن به نظر می رسد که مراد ایشان در این سخنرانی فرهنگ به معنای خاص است.
🌾

شکاف نسلی، شکافی فرهنگی

بسم الله الرحمن الرحیم

  • اغتشاشات اخیر، نشات گرفته از یک وضعیت فرهنگی بیمار و مریض می باشد. درد و بیماری جامعه، معلول یک شکاف نسلی عمیق می باشد.
  • این شکاف نسلی، محصول حاکمیت فضای مجازی در دنیای امروز می باشد.
  • نسبت فضای مجازی و دنیای امروز مانند انقلاب صنعتی و قرن 18 می باشد. و آن قدر قدرت و توان دارد که می تواند دنیای امروز را دچار یک تغییر جدی کند.
  • فضای مجازی با ایجاد کردن فضایی دیگر برای نوجوان امروز، او را در دو جهان قرار داده است. یک جهان حقیقی و یک جهان مجازی.
  •  معضل اصلی در این جا، تفاوت نظام معنایی و نظام محاسبه در این دو جهان می باشد. اما این معضل، تمام ماجرا نمی باشد. گذر زمان سبب حاکم شدن دنیای مجازی بر دنیای حقیقی شده است و این حاکمیت در نتیجه، موجب حاکمیت نظام معنایی دنیای مجازی بر دنیای حقیقی شده است فلذا می بینیم که نوجوانان امروزی درصدد تحقق فضای مجازی در زندگی حقیقی خود هستند و این مسئله سبب این شکاف نسلی عمیق شده است.
  • این شکاف نسلی یک شکاف فرهنگی می باشد چرا که اساسا فرهنگ، معنای متفاهم عمومی می باشد. و همان طور که بیان شد، تفاوت نظام معنایی ها سبب این شکاف نسلی شده است.

 

درست دیدن حقایق

ما معمولا در مشاهده امور عینی و اجسام مادی، به سادگی به عین می نگریم و بدون اینکه احتمال بدهیم که اشتباه داده ایم، درمورد آن تحلیل ارایه می کنیم. حتی معمولا نسبت به تحلیل هایی هم که ارایه می کنیم ، شک نمی کنیم.
اما در مقابل، چقدر سخت است درست نگریستن، در امور انتزاعی! چقدر سخت است اسیر مشهورات زمانه نشدن! به روایت غالب و موجودی که جبهه باطل برای ما می سازد، پشت کرده و حق و حقیقت را ، آنگونه که هست، ببینیم!
حتی پای این هم صبر کنیم، که چون اکثریت اینگونه نگاه نمی کنند، ما را متوهم بپندارند، ولی ما را از این برچسب ها باکی نباشد.
حقیقت را درست ببینیم، وقایع را درست تحلیل کنیم و دیگران را نیز، به نگاه صحیح و بهره بردن از تحلیل صحیح دعوت کنیم.
البته، سختی مسأله هم، همینجاست. اگر ما عطری که از نظر ما و طبق سلیقه ما بسیار خوش بو است را ، به لباس خود بزنیم، اگر روز اولی که این عطر را استفاده می کنیم، ده نفر به ما بگویند چقدر این عطری که استفاده کرده ای بدبوست، احتمالا دیگر از آن عطر خوشمان نیاید و دیگر از آن استفاده نکنیم. لذا، مقاومت در مقابل ابر روایت های غلط، کار فوق العاده سختی است.
اما وقتی درست بنگریم، می بینیم در طول تاریخ، همیشه جبهه باطل روایت های کاذبی را می ساخته و اینقدر در آن می دمیده، که انگاره های ذهنی مردم و حتی متدینین را تغییر می داده.
وقتی نگاه انسان غلط باشد، تحلیل هایش هم غلط می شود.
واقعا چقدر مردم ایران فهیم ، رشد یافته ، متدین ، انقلابی و آماده برای نصرت ولی خدا هستند! اما ما وقتی اینگونه به مردم ایران نگاه می کنیم؟ چرا همیشه فکر می کنیم این مردم فهم کافی ندارند، از دین فراری هستند، برای یاری انقلاب و پیش بردن انقلاب آمادگی کافی را ندارند و تحلیل های غلط دیگری که از مردم ایران می پنداریم.
چرا به این نگاه ها و تحلیل های غلط مبتلا شده ایم؟ برای حل این موضوع، چه باید کرد؟
قطعا رهایی از این مشکل به این سادگی ها نیست. چون این فقط مشکل ما و صرفا مربوط به این دوران نیست. در دوره های مختلف، اهل حق به دلیل تحلیل های غلط نتوانستند امام خود را به خوبی یاری کنند.

ایده فرهنگی مادر در کنار حوادث خرد اجتماعی و سیاسی- مهسا امینی

گاهی نگاه به حوادث از این منظر است که این حادثه در چه لایه ای رقم خورده است و متناسب لایه ای که در آن قرار گرفته باید آن را تحلیل کرد، اما منظر دیگر حوادث، مشاهده آنها از زاویه عقبه شکل دهنده آن حادثه است تا بتوان متناسب با آن کنش یا واکنش داشت و یا حتی تحلیل کرد.

به فرض مثال حادثه مهسا امینی به عنوان یک حادثه خرد اجتماعی سیاسی، که از آن جهت که یک حادثه است بسیار در چشم می آید و ممکن است دلهایی را بلرزاند اما متناسب با دامنه های تأثیر مهم تر این موضوع وزن بالایی پیدا نمی کند. اما اگر بخواهیم پاسخی برای این گونه حادثه های اجتماعی سیاسی به گونه ای ریشه ای دنبال کنیم و بیابیم می بایست این حادثه را از منظر عقبه آن مورد نظر قرار بگیرد.

در همین حادثه باید توجه کرد این موضوع یک حادثه خرد سیاسی اجتماعی اما زاییده تمدن غرب است، باید با دقت به این گزاره توجه کرد که زاییده یک تمدنی است که تکامل یافته و تمامی یالهای تمدنی خود را پهن کرده و بسط داده است لذا وقتی حادثه ای را رقم می زند قطعا اتصالاتش به صحنه ی مدیریت تمدنی او وصل است. لذاست که می بینیم اولا مطرح می شود که تمامی دستگیر شدگان مربوط به این آشوب میانگین سنی 15 سال دارند. این یعنی نسلی که پا به هنجار شکنی گذاشته و غالبا از جنس مونث جامعه است تحت یک تربیت خاص توانسته است به این صحنه بیاید. اگر گریزی به صحنه تربیتی این نسل بزنیم متوجه خواهیم بود که بستر رشد این نسل در سه سال گذشته یعنی از 11 الی 12 سالگی تا کنون تحت سکوهای جدیدی چون تیک تاک بوده است نه اینستاگرام و توئیتر، سکویی که اساسا جهت نمایش و بازیگری تحت عنوان «چالش» تا به امروز فعالیت داشته و تقریبا میانگین سنی حضور در این سکوها همین رنج سنی می باشد و غالب پیام هایی که در اینستاگرام یا فضاهای دیگر وایرال می شود تولید شده از همان جا می باشد.

نکته دیگر این که چالش هایی که در چند سال اخیر برای این نسل به اجرا گذاشته شد به واسطه اینفلوئنسرها یا میکرو اینفلوئنسرها بود که حتی شاید مانند «ندا یاسی ها» ایرانی هم نبودند اما بودند هم چون امیر تتلو ها که توانستند در بازه ای سه ساله بیشترین مدیریت تربیتی را برای این نسل رقم بزند. چالش های جنسی از قبیل «من حامله ام، من باردارم» و بسیار چالش دیگر که شأن این متن فراتر از نام بردن از آنها است.

از طرفی دیگر کرونا و حضور آموزشی اجباری این نسل در فضای مجازی نوع دیگری از تثبیت هویتی بازیگری برای این نسل در سه سال توانست به اقدامات قبلی بیافزاید یعنی جدای از حوزه تربیت، حوزه آموزشی نیز به کمک تکمیل این پازل آمده است.

بماند اینکه حوزه اقتصاد و رمرز ارزها و متاورس ورود دیگری برای مدیریت این نسل باز کرده است یعنی شاید تا دیروز این نسل نمی توانست از فعالیت های فاسد و هرزه اش کسب درآمدی داشته باشد اما امروز همان بازی ها و چرخ زدن ها و بازیگری ها می تواند او را به عنوان یک ابرسرمایه دار ردیف سنی خودش بالا بیاورد.

قابل توجه است که میانگین سنی 15 سال امروز یعنی متولدین 1386 که تحت تربیت معلمانی در آموزش و پرورش بوده اند که این معلمان نیز کوچک ترین شان متولد 1377  هستند تا به قبل که حدودا میتوان گفت تا متولدین 1370. به عبارتی دیگر، متولدین دهه 80 تا سه سال دیگر وارد حوزه تعلیم و تربیت به واسطه افزایش ورودی های دانشگاه های تربیت مدرس و تسهیلات خوب جهت استخدام و حمایت مالی از آنها میشوند وهمین نسل ولنگار کاملا رشد و تربیت نسل بعدی را به دست می گیرد.

لذا مطمئن باشیم که تا سه سال دیگر دهه نودی ها تحت تربیت معلمانی قرار گرفته که همین امروز در خیابان ها چرخیدند و رکیک ترین الفاظ را به عنوان اعتراض و مطالبه مطرح کردند و خواستاری عریانی محض شدند که این ظهورها و بروزها با نگاه به عقبه تمدنی شان اصلا جای تعجب ندارد زیرا که تمام لایه های این تمدن در رقم زدن این حادثه شریک شده و پشتیبانی می کنند به این صورت که از سالها قبل تمامی سلبریتی ها و ورزشکاران و هر آنچه که ممکن است به این حادثه کمک کرده و اثری بگذارد با مقوله ای آماده شده اند. اتفاقاتی چون ورود زنان به ورزشگاه، تجاوزهای به بازیگران، حضور فیلمهای خاص در جشنواره های خارجی و…

این گونه عقبه ای برای یک حادثه نشان می دهد که موضوع بی حجابی مطرح در فضای فرهنگی و امنیتی امروز نباید پاسخی بی عقبه یا متصل به تمدن مقابل داشته باشد و تا در فضای فرهنگی  یک عقبه مستحکم و عمیق برآمده از اندیشه تمدن اسلامی، تشکیل نگردد عملا یک حادثه خرد اجتماعی سیاسی تمامی حیثیت شما را به عنوان یک اندیشه تمدنی لکه دار میکند.

به نظر می آید ایده فرهنگی مادر در قله ای در مبارزه ایستاده است که بتواند این عقبه ها را برای هر گونه مقابله ای از تمدنی و راهبردی گرفته تا تمام تکانه های خرد اجتماعی سیاسی را پاسخ گو باشد.

فرهنگ عام و فرهنگ خاص

در عبادت بودن یا نبودن یک عمل و یا رفتار یک الگوی مفهومی می‌توان تصور کرد؛ یکبار عبادت به معنای عام داریم و یک بار عبادت به معنای خاص. در عبادت به معنای عام هر رفتار و فعلی اگر دارای حسن فاعلی و حسن فعلی باشد، با تغییر نیت می‌تواند داخل در عبادات شود؛ از خوردن و نوشیدن و خوابیدن و خرید و فروش گرفته تا اعمالی بالا‌تر چون کمک به هم‌نوع و … این اعمال با وجود آنکه از جانب شارع عبادت شمرده نشده است، با الهی کردن نیت، می‌توان و بلکه باید جزو عبادیات به شمار آورد؛ البته بعضی از این مثال‌ها در برخی مواقع به آن‌ها تکیلف شرعی هم می‌شود، مثل وجوب خوردن غذا برای حفظ جان ولی در این مورد هم برای ساقط شدن این وجوب از گردن مکلف، لازم نیست نیت قرب بکند، هر چند می‌تواند نیت کند، ولی این قبیل از جمله توسلیات است و نیازی به نیت قرب ندارد. این می‌شود عبادت به معنای عام.

ولی برخی امور دیگر هستند که توسط شارع به عنوان عبادت شمرده شدند و عبادت بودن آن‌ها به جعل شارع مقدس است و اساسا بدون نیت قرب این موارد محقق نمی‌شود، مثل نماز و یا روزه که رکن نیت در آن اساسی است و در واقع یک امساکی است که باید همراه با نیت باشد. این قبیل عبادیات، عبادیات خاص هستند که شاید بتوان مناط آن را شرط نیت در آن‌ها دانست.

این الگوی مفهومی که در عبادت عام و خاص تصویر شد را می توان به تعریف فرهنگ تسرّی داد؛ ما یک فرهنگ به معنای عام داریم که حتی بسیاری از امور را می‌توان با نگاه‌های فرهنگی داخل در آن کرد؛ به عنوان نمونه تواضع دخیل در فرهنگ عام می‌شود و یا نمونه‌ی دیگر غرب‌زدگی است. غرب زدگی یک فرهنگی است که در اکثر عرصه‌ها در دوران ما وجود دارد، در عرصه‌‌های اقتصادی، در تعلیم و تربیت، در نظامات و سیستم‌های اداری و … و حتی در خود عرصه‌ی فرهنگ هم فرهنگ غرب زدگی وجود دارد. این فرهنگ به معنای عام است.

در کنار آن فرهنگ به معنای خاص هم داریم که اموری است که بالاصالة فرهنگی هستند و نیازی نیست که نگاه خاصی به آن داشت تا آن را فرهنگی دانست؛ به عنوان نمونه کتابخوانی، فیلم و سینما، موسیقی، ادبیات،‌ نقاشی، مجسمه‌سازی، خطاطی و … را می‌توان جزو فرهنگ به معنای خاص برشمرد.

ایستاده در غبار

بسم الله الرحمن الرحیم
#یادداشت
#محمد_حسین_خانی
#یادداشت_153
#جلسه_380
#ایده_فرهنگی_مادر

🔰ایستاده در غبار

دست های شیاطین در جامعه ما دارند خودشان را نشان می دهند. هجمه های فرهنگی دارد در جامعه ما رسوخ پیدا می کند. به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، این هجمه ها مهم ترین سرمایه ما را هدف قرار داده ند و آن هم ایمان ماست. ایمان هایی که سرمایه ما بود و بر اساس آن قیام عظیم انقلاب اسلامی را در پشت سر رهبر کبیر انقلاب به ثمر رساندیم، ایمانی که مایه اصلی ما بود و ما را در هشت سال دفاع مقدس در مقابل دشمنان اسلام سرافراز کرد. این ایمان در معرض هجوم است.

سپهبد شهید علی صیاد شیرازی

حرکت جهادی که از قبل انقلاب با رژیم پهلوی درگیر بوده و توانست با مقاومت و از خودگذشتگی جان های مقدس این انقلاب شکوهمند را به پیروزی برساند از بدو پیروزی تا الان که 43 سال از عمر شریفش می گذرد همیشه مورد هجمه دشمن بوده
تجربه هرگونه دشمنی را دیده
از 8 سال دفاع مقدس در جنگ نظامی که تمام ایمان در برابر تمام کفر ایستاد و مقاومت کرد و با تقدیم 213 هزار شهید توانست این خطر عظیم را دفع کند و دشمن را مغلوب کند اما دشمنی دشمن تمام نشد
فتنه های تجزیه طلبی نیز حربه دیگر دشمن بود تا بتواند این انقلاب را با تجزیه و جنگ های قومیتی نابود کند که در این عرصه هم شکست خورد اما از این حربه دست برنداشته و در موقعیت های مختلف در آتش این تفرقه می دمد.
اما اینها که عمدتا در جنگ سخت ونظامی بود و دشمن فهمید که این مسیر منتهی به اهداف شومش نمی شود راه محاصره اقتصادی و فشار اقتصادی و تحربم را شروع کرد حتی به قیمت جان افرادی که برای بیماری های خاص محتاج دارو های خارجی بودند وهیچ نهاد و ارگان و شخصی نبود که تحریم نشود
اما در این عرصه دشمن موفقیت های کسب کرد اما ملت ایران با صبر و مقاومت توانستند با سختی در نهایت در این جنگ نیز موفق شوند

دشمن در گام بعدی فهمید آنچه باعث ترویج این انقلاب شده قدرتمندی اوست دشمنی او در زمینه های علمی هم شروع شد
از جذب نخبگان ایرانی با وعده های کذایی تا ترور دانشمندان و خرابکاری در مراکز علمی و هسته ای اما مردم فارس همان کسانی بودند که پیامبر اکرم وعده داده بود اگر علم در ثریا باشد هم مردمان فارس به آن خواهندر سید

به طور طبیعی استکبارجهانی و یارانش در دشمنی حرفه ای تر شده بودند و البته گزینه های زیادی را تجربه کرده و تلخی شکست را زیر زبانشان مزه می کردند

حالا تمام هدفشان شده قلب و فکر جوان ایرانی جمعبندیشان این است که برای براندازی باید اعتقاد آنها را هدف گرفت
جبهه کفر با تمام امکانات رسانه ای از شبکه های ماهوار ای ،گیم، فیلم و انیمیشن،کتاب و… در تدارک بزرگترین و کاری ترین نبرد به پیکره این انقلاب کردند
و فقط ناخدا کشتی بود که از این طوفان بلا همه را مطلع کرد:

تهاجم فرهنگی، به مقصود بیاعتقاد کردن نسل نو انجام میگیرد؛ هم بیاعتقاد کردن به دین، هم بیاعتقاد کردن به اصول انقلابی و آن تفکر فعالی که امروز استکبار از آن میترسد و قلمرو قدرتهای استکباری را به خطر میاندازد.
۱۳۷۰/۱۰/۲۵

دشمن از راه اشاعه‌ی فرهنگ غلط – فرهنگ فساد و فحشا – سعی می‌کند جوانهای ما را از ما بگیرد. کاری که دشمن از لحاظ فرهنگی می‌کند، یک تهاجم فرهنگی بلکه باید گفت یک «شبیخون فرهنگی» یک «غارت فرهنگی» و یک «قتل عام فرهنگی» است. امروز دشمن این کار را با ما می‌کند. چه کسی می‌تواند از این فضیلتها دفاع کند؟ آن جوان مؤمنی که دل به دنیا نبسته، دل به منافع شخصی نبسته و می‌تواند بایستد و از فضیلتها دفاع کند. کسی که خودش آلوده و گرفتار است که نمی‌تواند از فضیلتها دفاع کند! این جوان بااخلاص می‌تواند دفاع کند. این جوان، از انقلاب، از اسلام، از فضایل و ارزشهای اسلامی می‌تواند دفاع کند.لذا، چندی پیش گفتم: «همه امر به معروف و نهی از منکر کنند.» الآن هم عرض می‌کنم: نهی از منکر کنید. این، واجب است.این، مسؤولیت شرعی شماست. امروز مسؤولیت انقلابی و سیاسی شما هم هست

و ادبیات تهاجم فرهنگ ،شبیخون فرهنگی، جنگ فرهنگی، ناتو فرهنگی، غارت فرهنگ، قتل عام فرهنگ و… شروع شد

والان جمهوری اسلامی در دهه چهارم عمر خود مثل رزمنده ای یکه و تنها در میدان جنگ فرهنگی ایستاده و تمام ضربات را بجان می خرد و همچنان علم را بالا نگهداشته
ایستاده در غبار در یک کارزار فرهنگی

پرسش از معنای “ساختار فرهنگی”

در مواجهه با مسأله تحول انقلابی در ساختار فرهنگی کشور، از ابتدایی ترین پرسش ها میتواند این باشد که منظور از “ساختار” در این عبارت چیست؟ ساختار فرهنگی به چه چیزهایی گفته میشود؟ آیا منظور نهادها و مجموعه های متصدی امر فرهنگ و بروکراسی و ساختار حاکم بر آن ها مقصود است؟ یعنی بحث در این لایه است که مثلا در اینجا میبایست به ادغام و یا ستاد شدن نهادهای فرهنگی و تعریف نسبت میان آن ها و وظایف هرکدام رسیدگی کرد و در مجموع آرایشی جدید با انضباط بخشی بالا به آن ها اعطا کرد؟

یا اینکه آیا نظام و منطق مواجهه با مسائل و حل آن ها مقصود است؟ یعنی ساختار فکر فرهنگی ما متحول شود و به نحوی دیگر با مسائل فرهنگی اجتماعی مواجه شویم؟

طبیعتا ظاهر صحبت به فضای اول نزدیک تر است. اما دو اشکال به ذهن میرسد، یکی اینکه طبیعتا زیربنای تحولات ساختاری اگر تحول در ساختار فکری باشد مؤثر واقع میشود و الا احتمالا بیهوده و وقت و هزینه تلف کردن باشد. و سرگرمی و سردرگمی فرهنگی در چارچوب دیگری ادامه میابد و دوم هم اینکه از فضای کلی بیانات ایشان و هم اشارات این صحبت خاص برمی آید که ایشان توجهات در فضای دوم هم دارند و تذکر میدهند.
لذا در توضیح اصل خود این عبارت باید تأمل بیشتری داشت و از تشویش زیاد در برداشت ها عاری اش کرد.

نگاهی به تعریف فرهنگ

تعریف فرهنگ به عام و خاص تقسیم بندی شد که البته این تقسیم بندی به نظر نادرست است.فرهنگ را اگر مجموعه ای از نگاه ها،باورها ،گرایشها ،پسندها، اخلاق،رویه ها،طرحواره ها و به طور خالصه فاکتورهای انسانی ای که به یک پدیده اجتماعی تبدیل شده است بنامیم پس فرهنگ به این معنا تشکیل دهنده هویت یک جامعه است.البته می توان این فرهنگ را ضیق و توسیع داد.یعنی می توان فرهنگی که ناظر بر بهداشت است و یا فرهنگی که ناظر بر مدیریت است را جدا کرده و در یک بسته فرهنگی دسته بندی کرد.به عبارتی می توان فرهنگ مضاف را به معنای فرهنگ خاص در نظر گرفت مثل فرهنگِ بهداشت،فرهنگِ پزشکی،فرهنگِ دیپلماسی.اما اگر قیدی که به فرهنگ می خورد قید عام باشد می توان فرهنگ عام نامید.البته اگر قید عام هم نیاید چون مطلق است همان معنای فرهنگ عام را خواهد رساند.یعنی چه بگوییم فرهنگ و چه بگوییم فرهنگِ عام هر دو می تواند به یک معنا باشد البته با مسامحه که صرف مطلق وجود دارد.

تأثیر فرهنگ در نگاه به زندگی

علاوه بر تاثیری که فرهنگ در سبک زندگی دارد، در معنا کردن زندگی نیز، فرهنگ تاثیر جدی دارد. فرهنگ پذیرفته شده توسط ما مشخص می کند درمورد پدیده ها و اتفاقات اطراف خود چه قضاوتی داشته باشیم. اینکه نگاه ما به فقر چه باشد و فقر را، به عنوان فلاکت و بدبختی نگاه کنیم، یا به عنوان سبکباری بنگریم ، بستگی به فرهنگی که در آن تنفس می کنیم، دارد.
اینکه تلاش برای کسب رزق بیشتر را، دنیا خواهی تفسیر کنیم، یا کسب رزق حلال برای خانواده و صدها مثال دیگر، مثل انتخاب کردن تحمل سختی ها، که به اشکال مختلف می توان به آن نگاه کرد، همگی ریشه در فرهنگی که خود آگاه یا نا خود آگاه پذیرفته ایم، دارد. لذا تغییر فرهنگ حاکم بر اذهان مردم اهمیت زیادی دارد. چرا که حتی پیشرفت اقتصادی نیز، تا وقتی فرهنگ (ذهنیت) مردم اصلاح نشود، به درستی فهم و تفسیر نمی شود.

ایستاده‌ایم!

ما ایستاده‌ایم.

سال هاست که ایستاده ایم.

انقلاب اسلامی ما محکم و استوار ایستاده است.

ما بزرگترین طاغوت و استکبار عالم را نفی کرده ایم و نفی می کنیم. هر لحظه مبارزه با مشرکان عالم، یعنی اعتلای کلمه توحید!

بزرگترین استکبار امروز، امریکاست. همان که نمود مکتب انسان‌محورِ خداناباور است. همان که فریاد انا ربکم الاعلایش در مقابل قوانین الهی قد علم کرده است. همان که با هر گونه دین و قدرت دینی مخالف است.

ما به حکم توحید ایستاده ایم.

ما گفته ایم پروردگارمان الله است و در این را استقامت کرده ایم. ما در این مسیر نه خوفی داریم و نه حزنی. ما امداد ملائکه را حس می کنیم. دعای خوبان عالم، نیت ها و اعمال ما را خالص و متقن می کند.

راستی چرا نمی بینیم؟! چرا این همه دستاورد را ساده می گیریم؟! مردم ما ایستاده اند. در مقابل جنگ احزاب تمام مستکبران عالم. در مقابله عظیم ترین هجمه رسانه ای تاریخ! مردم فرهیخته و رشید ما محکم ایستاده اند. چرا نمی بینیم؟!

خوب است لیستی از استقامت ها و دارایی هایمان را ببینیم.

بر اساس شاخص های متعدد، دین دارترین مردم دنیا را داریم. شاخص حجاب را هم ببینیم، محجبه ترین کشوریم. در زمانه ای که مدرنیته همه چیز انسان را برده، و کشورهای اسلامی دیگر نشانی از مسلمانی برایشان نمانده، کمی جابجا شدن روسری بخشی از زنان جامعه، می شود بهانه ای برای ندیدن همه دین داری ها و مسلمانی ها و استقامت های این مردم موحد و شریف!

نفی بزرگترین شیطان زمانه، و نپذیرفتن ولایت چنین طاغوتی، ما را در بزرگترین مصاف حق و باطل، در جبهه حق قرار می دهد، این به این معنا نیست که همه چیزمان کامل است، البته ما در درون خود هم استکبار داریم، اما قدم اول را محکم و درست برداشته ایم و پای تمام هزینه هایش هم ایستاده ایم و در این مسیر رشد کرده ایم. یک رشد سلوکی جمعی.

 

الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا لاخوف علیهم و لا هم یحزنون!

حفاظت شده: ایده ها راهگشا هستند

این محتوا با رمز محافظت شده است. برای مشاهده رمز را در پایین وارد نمایید: